X
تبلیغات
پیام آزمایشگاه
تاريخ : دوشنبه 21 بهمن1392 | 16:16 | نویسنده : محسن

انواع آزمايشات
 
آزمايشات روتين شامل
الف- آزمايش خون:CBC_FBS_BS_Hb-HCT_PLT-PT-PTT-Cholestrol_Fb-Cr- BUN-Na-K-Ca-LDL-HDL-
ب- آزمايش ادرار:,UA-UC
ج-آزمايش مدفوع:گاياگ و کشت مدفوع
 
 
 
ساير آزمايشات غير روتين است و در مورد بيماران خاص استفاده مي شود شامل 
د- آزمايش مغز نخاع
و-آزمايش خلط
ه- آزمايش کشت تراشه 
ي- ساير آزمايشات
 
 
 
 
حروف اختصاصي در هر آزمايش
 
FBS                 قند خون ناشتا
MCHC            غلظت متوسط همو گلوبين
WBC               شمارش گلبول هاي سفيد
RBC                شمارش گلبول هاي قرمز
HB                   همو گلوبين
HC                  هماتو کريت( درصد گلبول هاي قرمز در خون )
HCV               حجم متوسط گلبول هاي قرمز
HCH               مقدار متوسط همو گلوبين در گلبول هاي قرمز
R.D.W            ضريب تغييرات اندازه گيري گلبول هاي قرمز
PLT                شمارش پلاکت ها
PTE               در صد پلاکت ها
MPV              حجم متوسط پلاکت ها    
MCH               وزن متوسط هموگلوبين
MCV               حجم متوسط هموگلوبين
M/E                نسبت سلول هاي زاينده گلبول سفيد به قرمز
RDW              پهناي گلبول قرمز در منحني
UA                 تجزيه کامل ادرار ( PH،رنگ ،بو،توده هاي متراکم )
TGs               تري گليسيريد   ( چربي که باعث رسوب در رگ هاو عروق مي شود )
HCG             تست حاملگي
FSB              آزمايش قند خون
             
 
 
 
انواع آزمايش هاي  خون
 
>> RBC
RBC مخفف کلمه سلول‌ قرمز خون است. اين سلول‌هاي قرمز يا همان گلبول‌هاي قرمز، در واقع اصلي‌ترين قسمت خون و عامل رنگ قرمز آن هستند. خود اين رنگ قرمز به دليل وجود ماده‌اي به نام هموگلوبين است که کمک مي‌کند گلبول‌ قرمز، اصلي‌ترين وظيفه خود يعني حمل و نقل اکسيژن و دي‌اکسيدکربن را انجام دهد. به طور خلاصه مي‌شود گفت گلبول‌هاي قرمز وسيله حمل و نقل اکسيژن از ريه به بقيه سلول‌هاي بدن هستند.مقادير طبيعي: بين ۷/۴ تا ۱/۶ ميليون در هر ميکروليتر خون. اين عدد براي خانم‌ها مقداري کمتر و در کودکان مقداري بيشتر است.
 
 
نکته:
گلبول قرمز به طور طبيعي بعد از توليد در مغز استخوان ۱۲۰ روز در خون زندگي مي‌کند و در آخر عمر خود خرد مي‌شود و به عناصر سازنده‌اش تبديل مي‌شود.
مقدار RBC‌ها در طي بارداري به طور طبيعي کمي کمتر نشان داده مي‌شود چون حجم مايع خون افزايش پيدا کرده است.
عدد RBC در واقع مقدار دقيق گلبول‌هاي قرمز در ۱ميلي‌ليتر خون محيطي است.
بسته به آزمايشگاه و نوع کيت مورد استفاده، ممکن است مقياس شمارش اين سلول فرق کند.
خوردن داروهايي مثل کلرامفنيکل هم باعث کاهش RBC مي‌شود.
 
 
 
>> HCT
هموتوکريت يا HCT هم يکي از مقادير اندازه‌گيري گلبول قرمز است. به طور کلي «هم» به معني آهن است و هر جا در هر کلمه‌اي آمد حتما آن کلمه ارتباطي با گلبول قرمز دارد. هماتوکريت درصدي از حجم کلي خون است که از گلبول قرمز ساخته شده و با اندازه‌گيري قسمت قرمز رسوب خون در لوله آزمايش نسبت به کل ارتفاع خون اندازه‌گيري مي‌شود. به خاطر بيماري‌ها و شرايط مختلفي که مي‌توانند اندازه‌گيري RBC و Hgb را با اشکال مواجه کنند، HCT هم اندازه‌گيري مي‌شود تا به طور مستقيم نشان‌دهنده اندازه هموگلوبين و گلبول قرمز در خون باشد. اين عدد معمولا با درصد نشان داده مي‌شود. مقادير طبيعي: اعداد بين ۴۲ تا ۵۲ درصد براي آقايان و ۳۷ تا ۴۷ درصد براي خانم‌ها نرمال به حساب مي‌آيد. در خانم‌هاي باردار درصد بالاتر از ۳۳ طبيعي است.
محدوده خطر: HCT بالاتر از ۶۰ درصد و پايين‌تر از ۱۵ درصد بايد باعث نگراني پزشک شود.
 
 
 
نکته:
بيماري‌هايي که باعث به وجود آمدن شکل‌هاي غيرطبيعي گلبول قرمز مي‌شوند (مثل بيماري گلبول قرمز داسي‌‌شکل) مقدار HCT را تغيير مي‌دهند.
وقتي مقدار گلبول سفيد به شدت بالا باشد بر مقدار HCT موثر است.
در صورت طبيعي بودن اندازه‌هاي گلبول قرمز، مقدار هماتوکريت ۳ برابر هموگلوبين است.
هماتوکريت را نبايد بلافاصله بعد از خون‌ريزي شديد اندازه‌گيري کرد.
 
 
 
 
>> WBC
اين سه حرف مخفف «سلول‌هاي سفيدخون» و نشان‌دهنده گلبول‌هاي سفيد است. اندازه‌گيري مقدار گلبول‌هاي سفيد خون يکي از روش‌هاي اصلي تعيين وجود عفونت در بدن است چون اين سلول‌ها که جزو سيستم دفاعي بدن هستند در شرايط بيماري‌هاي عفوني و غيرعفوني واکنش‌هاي مختلفي از خود نشان مي‌دهند.
شمارش WBCها دو جزء دارد. يکي مقدار کلي گلبول‌هاي سفيد در يک ميلي‌ليتر خون و جزء ديگر شمارش جزء به جزء اين سلول‌ها چون گلبول‌ سفيد خود متشکل از پنج نوع مختلف است که کم و زياد شدن هر کدام از اين انواع معني خاص خود را دارد. کلمه «diff» که در جلوي CBC به معني آزمايش خون نوشته مي‌شود درخواست براي شمارش همين انواع مختلف گلبول‌سفيد است.مقادير طبيعي: در بزرگسالان و بچه‌هاي بالاتر از ۲ سال مقدار گلبول‌سفيد بين ۵ تا ۱۰ هزار در هر ميلي‌ليتر خون طبيعي است.
محدوده خطر: WBC کمتر از ۲۵۰۰ و بيشتر از ۳۰۰۰۰ هر کدام نشان‌دهنده بيماري‌هايي هستند که مي‌توانند گاهي خطرناک باشند.
 
 
 
نکته:
عمل اصلي گلبو‌ل‌سفيد مبارزه با عفونت و حذف عوامل خارجي و مزاحم است و در مواقع آلرژ‌ي‌ها هم اين سلول‌ها مسوول بروز واکنش هستند.
تغيير هر کدام از انواع WBC معني خاص خود را دارد و ممکن است نشان‌دهنده عفونت با ميکروب، ويروس و يا حتي استرس باشد.
فعاليت شديد بدني و ورزش سنگين هم براي مدتي باعث بالا رفتن تعداد WBC در خون مي‌شود. بارداري و زايمان هم اين مقدار را افزايش مي‌دهند.
 
 
 
>> Hgb
در برگه‌هاي آزمايش مختلف ممکن است به صورت‌هاي مختلف HGB،Hg، يا Hgb نوشته شود. هم اينها مخفف کلمه هموگلوبين، يکي از عناصر اصلي تشکيل دهنده گلبول‌ قرمز است. اين ماده که در آن آهن به کار رفته خود از اسيد آمينه تشکيل شده و جايگاه‌هاي مختلفي براي ترکيب با اکسيژن دارد. هموگلوبين در جايي که اکسيژن زياد وجود دارد با آن ترکيب مي‌شود و در محيط کم اکسيژن آن را آزاد مي‌کند.اندازه‌گيري مقدارکلي هموگلوبين در واقع نوعي نشان‌هنده تعداد گلبول‌هاي قرمز است.مقادير اصلي: مقدار طبيعي براي آقايان بين ۱۴ تا ۱۸ گرم در هر دسي‌ليتر است و براي خانم‌ها مقادير بين ۱۲ تا ۱۶ گرم در هر دسي‌ليتر طبيعي محسوب مي‌شود.
محدوده خطر: هموگلوبين زير ۵ و بالاي ۲۰ مقادير بحراني به حساب مي‌آيند و حتما نيازمند رسيدگي فوري هستند.
 
 
 
 
نکته:
مقدار Hgb در بارداري کاهش مي‌يابد چون با اينکه خون‌سازي کمي بيشتر شده است اما حجم مايع بدن و خون بالا رفته و مقدارکلي هموگلوبين در هر دسي‌ليتر آن کاهش مي‌يابد.
زندگي در ارتفاع هم به خاطر نياز بيشتر بدن به اکسيژن و کمبود اکسيژن محيط باعث توليد بيشتر هموگلوبين مي‌شود.
در طحال اغلب سلول‌هاي پيرخون تخريب مي‌شوند. بزرگ شدن طحال يعني تخريب بيشتر سلول‌ها و به همين دليل به دنبال آن کاهش RBC و Hgb رخ مي‌دهد.
 
 
 
>> Plt
پلاکت‌ها، اجزاي کوچک ديسک شکلي هستند که در خون وجود دارند و از بقيه سلو‌ل‌هاي خوني بسيار کوچک‌ترند. اين ساختارها حاوي آنزيم‌هايي هستند که باعث انعقاد خون مي‌شوند و وظيفه اصلي آنها جلوگيري از خون‌ريزي و خارج شدن گلبول‌قرمز از داخل رگ است.
Plt نشان‌دهنده تعداد پلاکت‌ها در هر ميلي‌ليتر مکعب خون است و عدد مربوط به آن معمولا بزرگ‌ترين عدد برگه آزمايش خون است.
به غير از کنترل سيستم انعقادي خون، از ميزان پلاکت براي بررسي روند بهبود نارسايي مغز استخوان و بيماري‌هاي خوني هم استفاده مي‌شود.مقادير طبيعي: پلاکت بين ۱۵۰ هزار تا ۴۰۰ هزار در هر ميلي‌مترمکعب خون براي بزرگسالان طبيعي است. در نوزادان اين مقدار کمي بيشتر است.
محدوده خطر: پلاکت زير ۵۰‌ هزار يا بيشتر از يک ميليون کاملا غيرطبيعي است و نيازمند توجه ويژه است.
 
 
 
نکته:
ورزش شديد و قدرتي باعث افزايش ميزان پلاکت مي‌شود. در هنگام قاعدگي مقدار پلاکت کمي کاهش پيدا مي‌کند.
قرص‌هاي ضدبارداري باعث بالا رفتن مقدار پلاکت مي‌شوند. در حالي که استامينوفن پلاکت را کاهش مي‌دهد.
صبح آزمايش خون بدهيد
 
 
 
 
آزمايش گروه هاي خوني
در پلاسماي خون انسان عناصري وجود دارند که به آنها” آگلوتاسيون” مي گويند واين خاصيت را دارند که اگر سلول خوني خارجي وارد خون شود آنها را به هم چسبانده و منعقد و بالاخره متلاشي مي کند.خون اشخاص به چهار گروه تقسيم مي شوند
گروه خونيA:- پلاسماي اين گروه داراي آگلوتين مخصوص براي به هم چسباندن گويچه هاي گروه B است.
گروه خوني B: – پلاسماي اين گروه داراي آگلوتين مخصوص براي به هم چسباندن گويچه هاي گروه A است.
گروه خونيAB: – پلاسماي اين گروه داراي آگلوتين مخصوص براي به هم چسباندن گويچه هاي گروهAB است.
گروه خونيO: - پلاسماي اين گروه داراي آگلوتين مخصوص براي به هم چسباندن گويچه هاي گروه O است.
 
 
 
وقتي به بيماري خون تزريق مي شود بايد آن خون هم کروه بيمار باشد و يا از نوعي باشد که عمل آگلوتاسيون بين خون بيمار و خون دهند موجود باشد(آزمايش کراسمچ)در اين حالت خون داده شده با خون بيمار موافق است.
هر گروه خوني مي تواند از هم گروه خون دريافت کند
گروه خوني O مي تواند به تمام گروههاي ديگر خون بدهد و دهنده همگاني است
گروه خونيAB: مي تواند از همه گروهها خون بگيرد و گيرنده عمومي است ولي به هيچ گروه ديگر جزخودش نمي تواند خون بدهد
گروه AوB فقط به هم گروه خود و گروه AB مي توانند خون بدهند
 
 
 
صرفنظر از اين موضوع عوامل ديگري از جملهRh در تطبيق خون شخصي به خون ديگر مهم است
مشاهده شده که اگر خون انسان را با خون نوعي ميمون به نام رزوس مخلوط کنند گاهي ممکن است اگلوتاسيون انجام شود و گاهي انجام نمي شود .اگر انجام شودRh مثبت و اگر انجام نشودRh منفي استعامل رزوس در خون بعضي افراد وجود دارد و برخي وجود ندارد که به آن Rh مثبت يا منفي مي گويند.اين عمل از طريق ارث منتقل مي شود .اگر پدري Rh مثبت و مادر Rh منفي باشد فرزند آنها ممکن است اين عامل را از پدر يا مادر به ارث برده و خونش Rh مثبت باشد خونش با مادر غير موافق است که منجر به عوارض شديدي براي فرزند مي شود.امار نشان ميدهد که ۱۵ درصد مردم جهان Rh منفي و بقيه Rh مثبت هستند.
 
 
 
آزمايش قند خون
اين ماده منبع اصلي تأمين انرژي در تمام موجودات زنده است. براي اندازه گيري قند خون فرد حتما بايد ناشتا باشد، به همين دليل واژه Fasting به کار مي رود، يعني بعد از مدت کوتاهي گرسنگي قند خون اندازه گيري شده است. اين مدت حدود ۱۰ تا ۱۲ ساعت مي باشد.
اگر سطح قند خون فردي بعد از ۱۲ ساعت ناشتا بيشتر از ۱۰۵ ميلي گرم در دسي ليتر باشد، نشان دهنده استعداد ابتلاء وي به ديابت در طي ده سال آينده است.
ميزان نرمال قند خون بين حداقل ۶۵ تا ۷۰ و حداکثر ۱۰۰ تا ۱۱۰ در محدوده بالا مي باشد، البته افزايش خفيف قند خون ممکن است در اثر دريافت اخير فرد باشد، اما اگر در آزمايشات مکرر ميزان آن تغييري نکرد، فرد نياز به توصيه هاي رژيمي براي پيش گيري از ابتلا به ديابت در آينده دارد.
 
 
 
 
>>> آزمايش چربي خون 
آزمايش چربي خون شامل اندازه گيري کلسترول کل، کلسترول HDL (خوب)، کلسترول LDL (بد) و تري‌‌گليسريد مي‌شود.
 
>> آزمايش خون
براي اندازه‌گيري دقيق چربي‌هاي خون بايد ۹ تا ۱۲ ساعت پيش از خون گرفتن، چيزي به جز آب نخوريد و ننوشيد.
تري‌گليسريد نوعي از چربي خون است که در اثر مصرف مواد قندي و نشاسته اي بالا مي‌رود.
کلسترول خون هم با مصرف چربي هاي غذايي مثل کره، چربي هاي گوشت، تخم مرغ و مواد لبني پرچرب، روغن هاي جامد و مايع، غذاهاي سرخ شده و … زياد مي شود.
 
>> مقادير کلسترول و تري گليسريد خون
ميزان کلسترول و تري‌گليسريد خون معمولا به “ميلي‌گرم در دسي‌ليتر” اندازه‌گيري مي‌شوند.
اين جدول‌ها ميزان‌هاي طبيعي و غيرطبيعي انواع چربي‌هاي خون را نشان مي‌دهد.
 
> ميزان کل کلسترول (ميلي‌گرم در دسي‌ليتر)—تفسير
کمتر از ۲۰۰— مطلوب
۲۰۰ تا ۲۳۹— حد مرزي بالا
۲۴۰ و بالاتر— بالا
 
 
> کلسترول بد يا LDL (ميلي گرم در دسي‌ليتر)—- تفسير
کمتر از ۷۰ —-مطلوب براي افراد در معرض خطر بسيار بالاي بيماري قلبي
کمتر از ۱۰۰—-مطلوب براي افرادي در معرض خطر بيماري قلبي
۱۰۰ تا ۱۲۹ —-نزديک به طبيعي
۱۳۰ تا ۱۵۹ —-حد مرزي بالا
۱۶۰ تا ۱۸۹ —- بالا
۱۹۰ و بالاتر —- بسيار بالا 
 
 
> کلسترول خوب يا HDL (ميلي‌گرم در دسي‌ليتر)—— تفسير
مردان: کمتر از ۴۰—— بد
زنان :کمتر از ۵۰—— بد
۵۰ تا ۵۹ —— بهتر۶۰ و بالاتر —— بهترين
 
 
> تري‌گليسريد (ميلي گرم در دسي‌ليتر)———-تفسير
کمتر از ۱۵۰——— مطلوب
۱۵۰ تا ۱۹۹——— حد مرزي بالا
۲۰۰ تا ۴۹۹——— بالا
۵۰۰ و بالاتر——— خيلي بالا
 
 
 
 
الکتروليتهاي موجود در خون اندازه گيري الکتروليت هايي همچون پتاسيم،سديم،کلر و گازکربنيک در خون معمولا در در شرايطي همچون ديابت کنترل نشده،COPD،بيماري کليوي،بيماراني که گاواژ ميشوند ، بعضي اختلالات داخلي ، آسيب ، ورم و اسيدوز/آلکالوز انجام ميشود.   پتاسيم:K بدن به تغيير مقدار پتاسيم بسيار حساس است. با بالا يا پايين رفتن پتاسيم، آريتمي قلبي يا آسيب هاي عصبي اتفاق مي افتد. مقادير نرمال آن در خون۵- ۳٫۶ ميلي اکي والان در ليتر است.
کاهش پتاسيم خون(هايپوکالمي) در مواردي همچون کاهش دريافت غذايي و در وضعيت کاتابوليک ، اسهال، استفراغ ،سيروز کبدي و يا آسپيراسيون رخ ميدهد.علاوه بر اين مصرف بعضي داروها همچون داروهاي مدر و شيرين بيان نيز باعث کاهش سطح پتاسيم خون ميشوند.
افزايش پتاسيم خون (هايپرکالمي) در اثربيماري کليوي، آسيب هاي ناشي از تصادفات،عفونت و خون ليز شده اتفاق مي افتد.مصرف داروهايي همچون ممانعت کننده هاي ACE نيز باعث افزايش پتاسيم ميشوند.    سديم:Naسديم مهمترين يون در مايع خارج سلولي است و به خاطر خاصيت احتباس دهنده آب ، ارزشمند است. مقادير نرمال آن در خون ۱۳۵-۱۴۵ mEq/L است. اين الکتروليت در بدن نقشهاي زيادي اعمال ميکند. از جمله : فعاليت آنزيمها،کنترل اسمولاليته مايعات داخل عروقي، کنترل تعادل اسيد و باز، هدايت ايمپالسهاي عصبي ماهيچه اي از طريق پمپ سديم (همزمان با خارج شدن پتاسيم ، سديم وارد سلول ميشود) و …
کاهش سطح سديم خون (هايپوناترمي)،در اثر از دست دهي سديم يا احتباس آب يا هردو رخ ميدهد. به عنوان مثال اسهال،استفراغ،تعريق زياد، تزريق مداوم سرم قندي ۵% ،رژيم کم نمک، سوختگي، واکنشهاي التهابي، آسيب بافت ها و …      تست بررسي سديمانتاسيون گلبولهي قرمز (ESR)تست بررسي سديمانتاسيون گلبولهاي قرمز خون( ESR )يکي از تستهاي رايج در آزمايشگاه هاي تشخيص طبي ميباشد که بنا به درخواست پزشک براي بسياري از بيماران انجام ميشود. اين تست يک تست ارزان قيمت و البته غير اختصاصي ميباشد که نتايج آن همراه با نتايج ساير تستها ارزشمند و کمک کننده ميباشد. ESR تحت شرايطي مانند بيماري هاي اتو ايميون به ويژه روماتيسم مفصلي، در عفونتها، التهابات حاد و مزمن و سرطانها افزايش ميابد بنابراين با تنها افزايش ميزان رسوب گلبولهاي قرمز به تشخيص دقيقي نميتوان دست يافت.سرعت رسوب گبولهاي قرمز خون بر حسب ميليمتر بر ساعت ميباشد. در اين تست خون گرفته شده همراه با ضد انعقاد سيترات سديم در لوله هاي بلند و باريکي کشيده شده و به صورت عمودي روي پايه هاي سديمان قرار داده ميشود. پيپت هاي ESR پيپت هاي بلندي هستند که از قسمت سر به انتها از ۰ درجه بندي شده اند. خون داخل پيپت ها تا عدد ۰ کشيده شده و بعد از طي ۱ ساعت ميزان رسوب گلبولها از عدد ۰ تا جايي که پلاسما شفاف وجود دارد خوانده ميشود.   موارد درخواست تست: اين تست در موارد مشاهده علائمي مبني بر التهابات و يا بدخيمي ها و همچنين علائم مربوط به رماتيسم مفصلي مانند درد و ورم مفاصل در خواست ميشود. لازم به ذکر است که با توجه به غير اختصاصي بودن اين تست حتما همراه با ساير تستهاي ارزشمند و کمک کننده به تشخيص نهايي مانند الکتروفورز پروتئينهاي سرم، اندازه گيري فيبرينوژن و … بنا به علائم بيمار درخواست ميشود. همچنين بعد از تشخيص بيماري اين تست به منظور ارزيابي ميزان پاسخ به درمان در فرد بيمار به صورت دوره اي درخواست ميشود. کاهش ESR از مقدار قبلي نشانه از بهبودي و افزايش مجدد آن نشانه اي از عود بيماري ميباشد.مقدار نرمال ESR در مردان تا ۱۰ و در زنان تا ۲۰ ميليمتر بر ساعت ميباشد.    
CRP CRP يکي از پروتئينهاي فاز حاد بوده که مانند ESR يک تست ارزشمند در موارد التهابات محسوب ميشود و حتي ميتوان گفت که اين تست از ESR ارزشمندتر ميباشد زيرا به محض بروز هر گونه التهابي در بدن افزايش يافته و به مجرد کاهش التهاب و بهبودي ميزان آن کاهش ميابد بنابر اين علي رغم غير اختصاصي بودن از حساسيت خوبي برخوردار ميباشد. بنابراين همراه با تست ESR تست CRP نيز انجام ميشود. ساير تستهاي همراه با ESRبنا به علائم بيمار شامل تست RF به منظور بررسي رماتيسم مفصلي, تست ANAو ساير تستهاي اتوايميون به منظور بررسي اختلالات اتوايميون، اندازه گيري سطح فيبرينوژن ، الکتروفورز پروتئين سرم، CBC و ساير تستها ميباشد.    موارد افزايش ESR: افزايش ESR نشانه اي از افزايش گلبولينها و يا فيبرينوژن پلاسما بوده و نياز به بررسي هاي بيشتري دارد. ۱- افزايش خفيف در التهابات خفيف و جزئي، حاملگي و آنمي. در آنمي ها به دليل اينکه ميزان گلبولهاي قرمز کم ميشود دافعه بين اين سلولها کمتر از حالت عادي شده و بنابراين ميزان رسوب افزايش ميابد حال اينکه در پلي سيتمي به دليل افزايش در تعداد اريتروسيتها دافعه بين سلولي بيشتر شده و اين امر باعث کاهش رسوب و کاهش ESR ميگردد. ۲- افزايش شديد اين تست ميتواند بيانگر افزايش در پروتئين هاي خون از جمله گلبولينها باشد. افزايش گلبولينها در مواردي مانند عفونتها، مولتيپل ميلوما، ماکروگلبولنمي والدنشتروم ( در اين مورد حتي در غياب التهاب افزايش ESR باز هم ديده ميشود.) و رماتيسم مفصلي ديده ميشود. ۳-در زنان معمولا ميل به افزايش در ESR بيشتر بوده و در دوران قاعدگي و بارداري ميزان آن افزايش ميابد. ۴- داروها شامل دکستران، متيل دوپا، تئوفيلين، پنيسيلين پروکايناميد و داروهاي پيشگيري از بارداري خوراکي باعث افزايش ESR ميگردند. *کاهش ESR معمولا حالت مهمي نبوده و گاهي در موارد پلي سيتمي، لکوسيتوز و ناهنجاري گلبولهاي قرمز مانند سيکل سل ديده ميشود. همچنين داروهايي مانند آسپيرين، کورتيزون و کينيون باعث کاهش ESR ميگردند.     CBCCBC حروف اول سه کلمه انگليسي زير است.  کامل=C) COMPLETE)، خونBLOOD B)) ، شمارشCOUNT= C)) درنتيجه : CBCبه معناي شمارش کامل گويچه هاي خون است     > CBCشامل :۱- شمارش تعداد گويچه هاي سفيد خون در ميلي متر مکعب ازخون  (WBC)-  ۲٫شمارش تعداد گويچه هاي قرمز خون در ميلي متر مکعب ازخون (RBC ) ۳- شمارش تعداد پلاکت هاي خون در ميلي مترمکعب ازخون platelet count- ۴- شمارش افتراقي گويچه هاي سفيد خو ن( تعيين Diff) -Count white blood cell differential  ۵ – اندازه گيري مقدارهماتوکريت خون - (HCT)  ۶- تعيين مقدار مقدارهموگلوبين خون (HGB) ۷- تعيين انديکس هاي (index) گويچه هاي قرمز خون      RBC Indexالف: تعيين ميانگين حجم يک گويچه قرمز (A- (MCV ب: تعيين ميانگين مقدار هموگلوبين در يک گويچه قرمز و غيره…..(B – (MCH ج : گزارش مرفولوژي گويچه هاي قرمزخون C -Red Blood Cell morphology report D -Immature cells report  د: گزارش سلولهاي نارس ه: گزارش انگل خوني از جمله انگل مالاريا در صورت مشاهده E – Malaria Parasit report آزمايش CBC به طور کامل توسط کارشناس آزمايشگاه انجام مي گردد که نتيجه آن بسيار ارزشمنداست    
تفســــير آزمـــايش کامل ادرار
آزمايش کامل ادرار UA آزمايش ساده ومهم و گاهي وسيله اي کليدي براي تشخيص بيماري هاي کليوي و اورولوژيک مي باشد. اين آزمايش شامل بررسي فيزيکي، شيميايي و ميکروسکوپي مي باشد. گاهي همين آزمايش ساده و راحت اطلاعات بسيار مهم و الزامي براي تشخيص بيماران را فراهم مي آورد. در تمام بيماران اورولوژي و نفرولوژي U/A الزامي است. با اين حال اين آزمايش چنانچه به درستي تفسير نشود ، مي تواند باعث گمراهي پزشک شود.آزمايش کامل ادرار توسط (dipsticks) و ميکروسکوپي انجام مي شود، خصوصيات فيزيکي ادرار نيز ذکر مي گردد.
 
 
 
>> در اين قسمت خلاصه اي از اين موارد ذکر ميگردد
 
الف)خصوصيات فيزيکي
۱- رنگ ادرار ـ ادرار طبيعي به رنگ زرد کم رنگ (pale yellow) است که به علت پيگمان يوروکروم(urochrom) مي باشد. دلايل تغيير رنگ ادرار عبارت اند از: ميزان غلظت ادرار، خوراکي ها ، دارو ها، توليدات متابوليسم بدن، عفونت ادراري.در صورت تغيير رنگ ادرار بايد، تمام اين موارد بررسي شوند. سندروم کهنه ي قرمز(red diaper syndrome)به علت باکتري سراشيا مارسسنس مي باشد که باعث نگراني مادران مي گردد.
 
2-توربيديتي (شفافيت) ـ ادرار تازه شفاف است و شايع ترين علت کدري آن فسفاتوري است. در موارد کريستال فسفات اضافي در ادرار قليايي شروع به رسوب مي کنند، معمولا متناوب هستند و پس از مصرف غذا يا مقادير زياد شير رخ مي دهد. بيمار بي علامت بوده و چنانچه ادرار با اسيد استيک (سرکه) اسيدي شود، شفاف خواهد شد. از طرف ديگر در آزمايش ميکروسکوپي کريستال هاي فسفات آمورف ديده خواهد شد.علت ديگر کدري ادرار پيوري است که حضور تعداد زياد WBC در ادرار و بوي تند و زننده باعث افتراق آن از ساير علل خواهد شد.از علل نادر کدري ادرار کايلوري است که ناشي از ارتباط غير طبيعي سيستم لنفاوي و ادراري ميباشد.
 
3-وزن مخصوص ادرار ـ با(dipsticks) يا با وسيله ي اپتيک خاصي انجام مي گردد. محدوده ي آن از۰۰۱/۱تا۰۳۵/۱ مي باشد. وزن مخصوص ادرار معمولا نشان گر وضعيت هيدريشن بيمار است؛ ولي، مي تواتند، ناشي از عمل کرد غير طبيعي کليه نيز باشد. وزن مخصوص طبيعي بين ۰۰۸/۱ تا ۰۲۰/۱ است، اگر، زير ۰۰۸/۱ باشد، رقيق است و اگر بالاي ۰۲۰/۱ باشد غليظ مي باشد. اگر در چند آزمايش متوالي ۰۱۰/۱ باشد، تشخيص CRF يا ARF مطرح است.
 
· علل کاهش وزن مخصوص ادرار
i. مصرف مايعات زياد
ii. مصرف دارو هاي مدر
iii. ديابت بي مزه
iv. کاهش توانائي کليه درتغليظ ادرار
 
 
 
· علل افزايش وزن مخصوص ادرار
i) کاهش مصرف مايعات
ii) ديابت شيرين
iii) دهيدريشن به علت تب ، تعريق،استفراغ،اسهال
iv) ترشح نابجايADH
v) تزريق مواد کنتراست ( پس از IVP ميتواند تا ۰۳۵/۱ برسد)
 
علت اسمولاريته ادرار، مواد محلول آن است و از ۵۰ تا ۱۲۰۰ ميلي اسمول در ليتر متغير است. اسمولاريته نيز، تحت تاثير هيدريشن و عوامل موثر بر وزن مخصوص ادرار قرار مي گيرد. نسبت به وزن مخصوص اسمولاريته ادرار نمايش گر بهتري از کار کليه مي باشد، ولي، توسطdipsticks قابل انجام نيست.
۴- pH ادرار ـ توسط dipsticks چک مي شود. PH ادرار از ۵/۴ تا ۸ متغير است. متوسط آن در حالت طبيعي ۵/۵تا۵/۶ است. اگر زير ۵/۵ باشد، اسيدي و اگر بالاي ۵/۶ باشد، قليايي در نظر گرفته مي شود. در کل pH ادرار نشان گر pH سرم است، مگر، در موارد خاصي مثل RTA وبيماري هاي خاص کليه که قدرت اسيدي کردن ادرار مختل است.عدم توانايي کليه در اسيدي کردن ادرار به ميزان زير ۵/۵ پس از لود اسيد برايRTA تشخيصي است.درUTI چنانچه ادرار قليايي باشد، احتمالا، عامل آن باکتري هاي اوره آز مثبت مثل پروتئوس مي باشد. اين باکتري ها با اين آنزيم اوره ادرار را به آمونياک تبديل مي کنند.در تشکيل سنگ هاي ادراري pH موثر است. سنگ هاي سيستيني و اسيد اوريکي در ادرار اسيدي ايجاد شده و قليايي کردن ادرار به درمان و پيشگيري آن ها کمک مي کند.
 
 
 
ب) آزمايش شيميايي ادرار
Dipsticks يک روش آسان، سريع و ارزان مي باشد. موادي که با اين روش چک مي شود شامل خون، پروتئين، گلوکز، کتون، يوروبيلينوژن، بيليروبين، و گلبول سفيد هستند.با اين حال چون اين آزمايش بر پايه کلرومتري (رنگ) مي باشد، هر رنگ اضافي ادرار مثل فنازوپيريدين در اين آزمايش اختلال ايجاد مي نمايد.مصرف ويتامين ث زياد منجر به تداخل در واکنش اکسيداسيون شده و منفي کاذب را در گلوکز و بيليروبين باعث مي گردد.ادرار بيش از حد قليايي منجر به مثبت کاذب پروتئين و از طرفي پايين خوانده شدن وزن مخصوص ادرار مي گردد. اگر Dipsticksتاريخ گذشته باشد يا براي مدت طولاني در معرض هوا قرار گرفته باشد، خراب شده و نتيجه آزمايش قابل قضاوت نخواهد بود.
 
1) هماچوري ـ حضور RBC بيش از ۳ عدد در ادرار سانتريفوژ شده را هماچوري مي نامند که Dipsticks حساسيت بيش از ۹۰% براي شناسايي آن دارد. ولي، اختصاصيت آن به علت مثبت کاذب بالا پايين است. حضور گلبول قرمز، هموگلوبين و ميوگلوبين آنرا مثبت مي کند. براي افتراق آن ها از هم ابتدا آزمايش ميکروسکوپي انجام مي شود، اگر، گلبول قرمز ديده شد، تشخيص هماچوري است؛ اگر، ديده نشد، بايد خون بيمار سانتريفوژ شود. اگر سرم بيمار قرمز يا صورتي بود، هموگلوبينوري و اگر شفاف بود ميوگلوبينوري مطرح است. علل هماچوري مثبت کاذب شامل آلودگي ادرار با خون قاعدگي و دهيدريشن و ورزش مي باشد.هماچوري مي تواند، نفرولوژيک يا اورولوژيک باشد. در موارد نفرولوژيک RBC ديس مورفيک و چروکيده و اکثرا همراه پروتئينوري واضح و گاهي کست RBC و ghost cells (RBC که حين عبور از لوله هاي جمع کننده کليه هموگلوبين خود را از دست داده اند) است. در هماچوري اورولوژيک حداکثر پروتئينوري ۲+يا ۳+ (۱۰۰-۳۰۰ ميليگرم در ميلي ليتر) است و گلبول هاي قرمز گرد و با هموگلوبين يکنواخت هستند.
 
2) پروتئينوري ـ روزانه يک فرد بالغ بين ۸۰تا ۱۵۰ميلي گرم پروتئين از ادرار دفع مي کند. پروتئينوري مي تواند ناشي از بيماري هاي رنوواسکولار، گلومرولار، توبولواينتراستيشيل و يا سرريزي(overflow) پروتئين غير طبيعي سرم باشد. پروتئين ادرار تحت تاثير هيدريشن مي باشد. ولي، هيچ گاه در اين حالت بيش از ۲۰ ميلي گرم در دسي ليتر نخواهد شد. ولي، برعکس در پروتئينوري پاتولوژيک اگر مصرف مايعات خيلي زياد باشد، مي تواند، به زير ۲۰ ميلي گرم در دسي ليتر هم برسد . آستانه ي تشخيص آن در ادرار با dipsticks 30-20 ميلي گرم در دسي ليتراست، ميزان کمتر از۱۵۰ ميلي گرم در دسي ليتر پروتئين نرمال در نظر گرفته مي شود.پروتئين ادرار شامل تام هاسفال (۴۰%)، گلوبولين هاي سرم (۳۰%) و آلبومين (۳۰%) است.علل منفي کاذب د ر dipsticks شامل ادرار شديدا قليائي، ادرار رقيق، حضور پروتئيني غير از آلبومين است.
 
3) کتون و گلوکز: به علت باز جذب گلوکز در لوله هاي پروگزيمال نفرون نبايد، در افراد نرمال گلوکز ادرار مثبت باشد. حد نهايي باز جذب در ادرار در بالغين ۱۸۰ ميلي گرم در دسي ليتر و در کودکان و نوزادان ۱۲۰ ميلي ليتر در دسي ليتر است. ساير قندها در dipsticks قابل شناسايي نيستند.
۴) بيليروبين و اروبيلينوژن: بيليروبين غير کونژوگه در ادرار ديده نمي شود و فقط در صورت افزايش نوع کونژوگه ي آن در سرم، در ادرار ظاهر مي گردد. ولي، اروبيلينوژن به مقادير بسيار کمي در ادرار يافت مي گردد. در گردش هپاتوبيلياري بيليروبين کونژوگه در روده ي کوچک پس از تاثير باکتري هاي روده روي آن بازجذب شده که مقادير کم آن از طريق ادرار به نام اوروبيلينوژن دفع مي گردد. ۵۰% اروبيلينوژن از ادرار و نيم ديگر از مدفوع دفع مي گردد.مصرف آنتي بيوتيک هاي وسيع الطيف و انسداد مجاري صفراوي منجر به کاهش اروبيلينوژن خواهد شد و هموليز و بيماري کبدي برعکس باعث افزايش آن مي گردد.منفي کاذب بيليروبين ادرار در مصرف اسيد اسکوربيک زياد و مثبت کاذب آن در مصرف فنازوپيريدين ديده مي شود.
 
5) لکوسيت استراز و نيتريت: فعاليت لکوسيت استراز نشانگر حضور WBC در ادرار است و وجود نيتريت نشان گر باکتريوري است. لکوسيت استراز آنزيم توليد شده از نوتروفيل ها مي باشد. نيترات هاي ادرار توسط باکتري هاي گرم منفي تبديل به نيتريت مي شود. مهم ترين عامل مثبت کاذب اين دو آزمايش آلودگي است. براي کشف UTI هردوي اين آزمايش ها بايد انجام شود و امکان تشخيص UTI را به ۹۵% مي رسانند، ولي نياز به کشت ادراري را مرتفع نمي کنند. چنانچه نيتريت مثبت باشد، ولي لکوسيت استراز منفي، بايد، علل پيوري استريل (تومور، سنگ، TB) و UTI با باکتري هاي غير از گرم منفي مد نظر قرار گيرند.
 
ج) بررسي سديمان ادراري: ۱۰ ميلي ليتر از ادرار ميد استريم براي مدت ۵ دقيقه با سرعت ۲۰۰۰تا ۳۰۰۰ دور بر دقيقه سانتريفوژ شده، سپس، ادرار روي آن دور ريخته وته نشين آن با مقدار کم ادرار باقي مانده در ته لوله حل شده و يک قطره از آن روي لام ريخته و با بزرگنمايي X100 وX400 زير ميکروسکوپ بررسي مي گردد. گاهي براي راحت تر ديدن گلبول ها و باکتري ها با متيلن بلو رنگ آميزي مي گردد.بايد، تمام لام با بزرگ نمايي کم ديده شود و توجه روي حضور کست ها، اريتروسيت، گلبول سفيد، کريستال سيستين، ماکروفاژ، oval fat ، پارازيت ها ( تريکوموناس واژيناليس، تخم شيستوزوميا هماتوبيوم) است.با قدرت بزرگنمايي زياد، بيش تر، توجه روي شکل اريتروسيت ها (ديس مورفيک) باکتري و قارچ است.
 
 
کستهاي ادراري
کست ادراري يک انعقاد پروتئيني در توبول هاي کليوي است که محتويات توبول ها درآن گير مي کنند و بر همين اساس تقسيم مي گردد.Tamm-horsfall پروتئيني است که توليد کست مي نمايد که دراصل ماتريکس سلول هاي توبولي مي باشد.
کست هيالن: کستي فاقد هر گونه المان در داخل آن مي باشد و تماما از پروتئين تام هاسفال تشکيل شده است و پس از ورزش، در معرض گرما قرار گرفتن فرد، پيلونفريت يا بيماري هاي مزمن کليوي ديده مي شود.
کست RBC : حاوي RBC مي باشد و تشخيص هماچوري گلومرولي را مسجل مي کند و اکثرا ثانويه به گلومرولونفريت است.
کست WBC: در گلومرولونفريت ها، پيلونفريت حاد و نفريت اينتراستيشيل حاد ديده مي شود.
کست هاي گرانولر و واکسي(waxy): ناشي از دژنرسانس المان هاي سلولي ايجاد مي شود و بر بيماري توبولي دلالت دارد.
کست fatty: در سندرم نفروتيک، ليپيدوري و هايپوتيروئيديسم ديده مي شود.
 
 
 
کريستال ها
ديدن کريستال در بيماران با سنگ ادراري مهم است و مي تواند نشان گر نوع سنگ ادراري فرد باشد، به شرطي که، هم زمان بيمار کوليک کليوي داشته باشد. ديدن کريستال سيستين، استراويت و اسيد اوريک هميشه پاتولوژيک هستند. کريستال اسيد اوريک، سيستين و کلسيم اگزالات در ادرار اسيدي و کريستال فسفات کلسيم و تريپل فسفات ( استراويت) در ادرار قليايي ديده مي شوند. در اثر باقي ماندن ادرار در محيط اتاق کريستال هاي اگزالات کلسيم در آن ايجاد مي شود که اهميت کلينيکي ندارد. کريستال ها را مي توان از روي شکل شان شناسايي کرد. کريستال اگزالات به شکل دو هرم مربع القاعده که از قاعده به هم چسبيده اند و کريستال استراويت مثل درب تابوت وکريستال سيستين به شکل حلقه ۶ ضلعي بنزن و اسيد اوريک به شکل کريستال هاي پهن با اشکال گوناگون مي باشد.
 
 
باکتري
ادرار طبيعي فاقد باکتري است و ديدن باکتري در ادرار آلوده نشده نشان گر عفونت ادراري است. چون هر حجم hpf برابر۱/۲۰۰۰۰تا۱/۵۰۰۰۰ ميلي ليتر است ديدن هر باکتري در hpf برابر ۲۰۰۰۰تا ۵۰۰۰۰ باکتري در هر ميلي ليتر است و ديدن ۵ باکتري برابر ۱۰۰۰۰۰ کلوني در کشت ادرار است. باکتري هاي گرم منفي به صورت باسيل هاي گرم منفي، استرپتوکوک به صورت رشته اي از کوکسي گرم مثبت و استافيلوکوک به صورت دسته هايي از کوکسي گرم مثبت ديده مي شود.
 
 
قارچشايع ترين قارچ سيستم ادراري کانديدياآلبيکنس است که حالت جوانه زدن (budding) hyphae دارند. بيشتر در ديابت شيرين ديده مي شوند و در خانم ها با عفونت واژينال مونوليايي نيز به صورت آلودگي ادرار موجود است.
 
 
 
پارازيت ها
تريکوموناس واژيناليس يک عامل شايع واژينيت در خانم ها است که گاهي در يورتراي مردان نيز ديده مي شود، اين پارازيت به شکل سلول بزرگ با فلاژلي با حرکات تند ديده مي شود.
 
 
 
تفسير آزمايش خون
 
توضيحات: VLDL :
مخفف و مختصر شده VERY LOW DENSITY LIPOPROTEIN است که از دسته خانواده ليپوپروتين ها محسوب ميشود (شيلوميکرون –HDL- LDL) . شيلوميکرون چربي هاي غذايي را در خون حمل و نقل ميکند درحالي که VLDL چربي هاي داخلي مخصوصا کلسترول را .
 
CHYLOMICRONES :
شيلوميکرون ذراتي است حاوي پروتئين و چربي که در واقع چربي هاي غذايي را از روده به کبد و عضلات و قلب منتقل ميکند و عمدتا حاوي تريگليسريد ميباشند
 
BILIRUBIN :
ماده اي است که از کاتابوليسم هم HEME زنجيره گلوبين به وجود ميايد . چنانچه اين ماده در خون زياد شود يرقان يا زردي به وجود ميايد. يرقان ميتواند به چند علت به وجود آيد يا ناشي از هموليز شديد گلبولهاي سرخ باشد – يا ناشي از نقص هاي انزيمهاي کبدي باشد – و يا ناشي از انسداد باشد.
 
HBA1C :
در گلبولهاي سرخ انواع مختلفي از هموگلوبين ها وجود دارد که بيشترين غلظت را در افراد بالغ هموگلوبين نوع A تشکيل ميدهد اما مقدار کمي از اين نوع توسط کربوهيدراتها گليکوزيله ميشود که به آن HBA1C ميگويند اين نوع از هموگلوبين در افراد ديابتيک غلظت بيشتري دارد و در واقع نشان دهنده ميزان قند خون اين افراد طي دو سه ماه گذشته ميباشد.
 
RETIC:
مخفف و مختصر شده reticolocyte است که از دسته سلول هاي سرخ خون بحساب ميايد . بدليل نابالغ بودن در رنگ اميزي حياتي شبکه هايي از رشته هاي ريبوزومي در آن مشاهده ميشود . اين سلول ها از نظر اندازه بزرگ هستند. حضور اين سلولها درخون رابطه مستقيم با فعاليت خونسازي مغز استخوان دارد. تعيين درصد اين سلو لها درخون جهت براورد ميزان خونسازي موثر است.
PBS: مخفف و مختصر شده براي peripheral blood smear مي باشد که منظور از آن مشاهده اسمير خون محيطي است . و گزارش اشکال غير طبيعي و اندازه هاي غير طبيعي از گلبولهاي سرخ خون محيطي است.
Diff: مخفف و مختصر شده differential است که منظور از آن تعيين درصد گلبولهاي سفيد خون بصورت چشمي است .در اين ازمايش تعداد ۱۰۰ تا ۲۰۰ عدد گلبول سفيد بطور چشمي شمارش ميشود و در صد عدد انواع مختلف سلول هاي سفيد خون گزارش ميگردد.عمدتا در عفونتهاي ميکروبي نوتروفيل ها درصد بالايي پيدا ميکنند و در عفونتهاي ويروسي عمدتا درصد لنفوسيتها افزايش پيدا ميکند.
G6PD: مخفف و مختصر شده براي glucose 6 phosphate dehydrogenase است که يک نوع انزيم درونسلولي است که در گلبولهاي سرخ هم يافت ميشود اين انزيم در گلبولهاي سرخ يک انزيم کليدي جهت حفظ غشاي گلبولهاي سرخ محسوب ميشود چنانچه اين انزيم کمبود و يا ناياب باشد هموليز گلبولهاي سرخ خود بخود رخ ميدهد و فرد دچار انمي ناشي از هموليز خواهد شد.
BUN: مخفف و مختصر شده BLOOD UREA NITROGEN است سنجش اين پارامتر سرمي براي ارزيابي عملکرد کليه بسيار مفيد است . اوره يک محصول فرعي است که از متابوليسم پروتئين ها در کبد توليد مي شود و در واقع ضايعات ناشي از مصرف پروتئين ها بصورت اوره از کليه ها دفع ميگردد بنابراين شاخص خوبي جهت بررسي عملکرد کليه ميباشد.
Cr: مخفف و مختصر شده CREATININE است اين جسم آلي در بدن از ماده اي به نام کراتين فسفات حاصل ميشود که در عضلات توليد ميگردد . مقدار اين جسم در بدن افراد مختلف بستگي متناسب با توده عضلاني فرد دارد مثلا در نوزادان کمتر و در مردان بالغ با توده عضلاني زياد بيشتر. از اين تست به کمک تست BUN جهت عملکرد کليه استفاده ميشود.
AST : مخفف و مختصر شده ASPARTATAE TRANSAMINASE است . که يک آنزيم بوده و در بدن در بافتهاي مختلف وجود دارد به عنوان مثال اين انزيم در کيد – قلب – گلبولهاي سرخ و .. وجود دارد. بالا بودن اين انزيم در مقادير غير طبيعي نشانگر حضور بيماري در فرد است مانند هموليز درون عروقي – آسيبهاي کبدي ناشي از هپاتيت و يا کبد چرب – آسيبهاي قلبي.
ALT: مخفف و مختصر شده ALANINE TRANSAMINASE است همانند AST يک انزيم محسوب ميشود که در همان بافتهايي که AST وجود داد اين انزيم نيز حضور دارد و مقادير بالا ي اين انزيم مرتبط است با همان بيماري هاي که در مورد AST بيان شد.
PRO : مخفف و مختصر شده PROTEIN است . اين تست جهت اندازه گيري کل پروتئين هاي سرمي بکارگرفته ميشود . از آنجايي که در سرم تعداد متنوعي پروتئين وجود دارد و هر کدام مرتبط با بيمارهاي خاصي است لذا جهت تعيين نوع پروتئين مذکور ميبايست تست ديگري به نام پروتئين الکتروفورز انجام گردد تا مشخص گردد که افزايش يا کاهش مربوط به کدام نوع پروتئين سرمي است.
MCH : مخفف و مختصر شده MEAN CORPOSCULAR OF HEMOGLOBIN است و بيانگر ميزان متوسط هموگلوبين در هر سلول است.براساس واحد پيکوگرم بيان ميشود.
MCHC : مخفف و مختصرشده براي MEAN CORPOSCULAR HEMOGLOBIN CONCENTRATION است و بيانگر ميزان غلظت متوسط هموگلوبين در سلول قرمز است. اين اندکس گلبول سرخ با ميزان رنگدانه هموگلوبين مرتبط است و به اصطلاح گلبول سرخ را هايپرکروم و يا هيپوکروم مي گويند.
RDW: مخفف و مختصر شده براي RED BLOOD CELL DITRIBUTION WIDTH است . اندازه اين عبارت نشاندهنده ميزان يکنواختي و يا عدم يکنواختي اندازه گلبولهاي سرخ خون است. که هر چه اين عدد کمتر باشد به معني آنست که گلبولهاي سرخ خون يکدست تر است از نظر اندازه و برعکس اگر اين عدد بزرگتر باشد نشانه عدم يک دست بودن گلبولهاي سرخ خون است و مرتبط با بعضي بيماري ها ست. براي شک به آنيزوسايتوزيس و پويکيلوسايتوزيس مي توانيد به سراغ اين اندکس گلبول سرخ برويد.
Lym : مخفف و مختصر شده براي کلمه LYMPHOCYTE است که از نظر تعداد از گلبولهاي سفيد مهم خون ميباشد و کاهش يا افزايش در ميزان اين سلول خوني هم مرتبط با بيماري هاي غالبا ويروسي است اگرچه با بيماري هاي ديگري نيز مرتبط است.
NEU: مخفف و مختصر شده براي کلمه NEUTROPHIL است که از ديگر گلبولهاي سفيد مهم خون است و افزايش و کاهش در تعداد آن مرتبط با بيماري هاي غالبا عفوني و باکتريايي مي باشد اگرچه با بيماريهاي ديگري نيز ارتباط دارد.
CBC : مخفف CELL BLOOD COUNT است و اشاره به شمارش و اندازه گيري تمام مقادير قابل اندازه گيري و قابل محاسبه خون دارد . که شاملWBC – RBC – HCT-HGB-PLT-MCH-MCV-MCHC-MPV-RDW-……. دارد.
WBC: مخفف WHITE BLOOD CELL است و اشاره به تعداد و شمارش سلولهاي سفيد خون دارد که شامل نوتروفيل – منوسيت – لنفوسيت – بازوفيل – ائوزينوفيل مي شود.
RBC: مخفف RED BLOOD CELL است و منظور از آن تعداد گلبولهاي قرمز خون مي باشد.
HGB: مخفف HEMOGLOBIN است و منظور از آن ميزان رنگدانه خون انسان است که مقدار آن در خون نشاندهنده کم خوني يا پرخوني و يا طبيعي بودن خون فرد است .
PLT: مخفف PLATELET بوده و به تعداد سلول هايي به نام پلاکت در خون اشاره دارد. اين سلول هاي در انعقاد خون نقش دارند. و تعداد آنها مرتبط با بيماريهاي انعقادي خون مي باشد.
HCT : مخفف HEMATOCRIT مي باشد و بيانگر نسبت حجم سلولي خون و بخش مايع خون مي باشد.
MCV : مخفف MEAN CORPOSCULAR VOLUME است و به ميانگين حجم گلبولهاي سرخ خون اشاره دارد.
 
 
 
برگه آزمايش کامل ادرار شامل اطلاعاتي است که هر کدام را به اختصار توضيح مي دهيم :
Colour : دامنه تغييرات رنگ ادرار گسترده بوده و عمدتا وابسته به غلظتش ميباشد .رنگ ادرار از زرد کمرنگ ( Light yellow ) تا کهربايي تيره ( Dark yellow ) متغير است. بسياري از داروها و مواد غذايي ميتوانند رنگ ادرار را تغييردهند.اما برخي رنگهامثل قرمز(در هماچوري يا پورفيرينوري ) ، سياه ( مثلا در آلکاپتونوري )،نارنجي ( بيليروبينوري ) ، سفيد ( چرک فراوان ) و يا آبي تا سبز ( عفونت سودومونايي ) ممکن است مهم باشند و با پيگيري دليل آنها ميتوان به تشخيصهاي مهمي دست يافت .Appearance ( ظاهر ادرار ) : ادرار نرمال معمولا شفاف است اما ممکن است به واسطه رسوب فسفاتها يا اوراتها، کدر((Turbid يا نيمه کدر( semiturbid ) گردد. حضور گلبولهاي سفيد يا قرمز، اپي تليالها و باکتريها نيز در ميزان خاصي ميتوانند ادرار را کدر يا نيمه کدر کنند . موکوس نيز ميتواند نماي مه آلود ( cloudy) به ادرار بدهد.
وزن مخصوص ( specific gravity ) : شاخص غلظت مواد محلول در ادرار است که براي سنجش قدرت تغليظ و رقيق کردن کليه ها به منظور حفظ و بقاي هموستاز به کارميرود. حدود طبيعي آن براي ادرار راندوم ۰۰۳/۱تا ۰۳۵/۱و براي ادرار ۲۴ساعته ۰۱۵/۱ تا ۰۲۵/۱است و چون يک نسبت است واحد هم ندارد.SG ادرار درطول شبانه روز متغير است ( به دليل متغير بودن نوع غذا و ميزان مصرف مايعات در طول روز ) ، لذا SG ادرار راندوم خيلي مفيد نيست و بررسي SG ادرار ۲۴ ساعته پيشنهاد مي شود.در هيدراتاسيون شديد و ديابت بيمزه SG کاهش و در ديابت قندي ، دهيدراتاسيون و اکلامپسي SG افزايش مي يابد.
PH: بين ۸-۶/۴ متغير بوده و معمولا حدود ۶ و کمي اسيدي است. براي پزشک اين مهم است که PH ادرار را با اطلاعات ديگر ارتباط دهد .مثلا در اسيدوز توبولار کليوي بر خلاف اسيدوز سيستميک PHادرار بيش از ۶ خواهد ماند چون توبولهاي کليه قادر به ترشح کافي يون H+ نيستند .
Protein : حضور مقادير زياد پروتئين در ادرار ميتواند يک علامت مهم بيماريهاي کليوي باشد.اما در شرايط فيزيولوژيک وبدون بيماري مثل ورزش و تب هم دفع پروتئين در ادرار افزايش مي يابد. دو مکانيسم اصلي که سبب پروتئينوري مي شوند :a) صدمه گلومرولي و b) اختلال در عمل بازجذب توبولها ميباشند.پروتئينوري شديد،متوسط و خفيف همگي در ارزيابي بيماري کليوي از اهميت ويژه اي برخوردارند (مثلا درگلومرولونفريت،شديد در پره اکلامپسي،متوسط و در پيلونفريت نوع خفيف قابل مشاهده است ).Glucose : گلوکوزوري بطور معمول وقتي ديده ميشود که ميزان گلوکز خون از حد آستانه کليوي بيشتر باشد (>180mg/dl) .هرچند گاهي بطور طبيعي آستانه کليوي برخي افراد پايين تر از اين هم ميباشد.ديابت شيرين، تزريق سرمهاي قندي ومصرف يکباره و زياد کربوهيدراتها ( گلوکوزوري گذرا) از دلايل گلوکوزوري هستند.
KetonAceton : اجسام کتوني درطي کاتابوليسم اسيدهاي چرب ايجاد ميشوند.کتونوري به دنبال کتوزيس(افزايش کتونها در خون) حادث ميشود.وقتي شخص دچار کمبود مصرف قندها وکربوهيدراتها (مثل روزه داري طولاني) يا دفع کربوهيدراتها از بدن وي افزايش مي يابد(مثلا در اسهال و استفراغهاي شديد) يا سلولها قادر به دريافت و مصرف کربوهيدرات نيستند(مثلا ديابت)، کتونها بدليل مصرف چربيها و سوخت ناقص آنها، در خون و ادرار افزايش مي يابند.Blood : هماچوري، وجود خون درادرار است. گلبولهاي قرمز مي توانند در شرايط فيزيولوژيک (مثل ورزش سنگين، تب و عادت ماهانه) و يا پاتولوژيک(مثل التهاب حاد مثانه، تروما، زخمها، عفونتها، سرطانهاي کليه يا مثانه، ضربه به کليه ، انفارکتوس و گلومرولونفريت) در ادرار ظاهر شوند.
Hemoglubin : هموگلوبينوري، حضور هموگلوبين درادرار بدون حضور RBC ميباشد.اگر به هر دليلي هموليز داخل عروقي در بيمار رخ دهد ( مثل آنمي هموليتيک دارويي، انگل مالاريا، ترانسفوزيون خونناسازگار، سوختگيهاي شديد، ورزشهاي شديد مثل قدم روهاي نظاميان روي سنگفرشها، مارگزيدگي و…) هموگلوبين ِخارج شده از RBCها از کليه ها عبور کرده، وارد ادرار مي شود.البته اگر درهماچوري، ادرار قليايي باشد يا SG آن پايين باشد(زير ۱٫۰۰۷) RBC ها ممکن است در ادرار ليز شده و هموگلوبين آنها در ادرار آزاد ميشود.
Bilirubin & Urobilinogen: بيلي روبين کونژوگه(مستقيم) به دليل محلول بودن در آب ميتواند از سد کليه ها عبور کرده وارد ادرار شود( نوع غيرکونژوگه در آب نامحلول است) لذادربيماريهايي که ميزان بيليروبين کونژوگه افزايش مي يابد (مثل انسداد مجاري صفراوي) بيلي روبين در ادرارافزايش مي يابد(دقت کنيد که درنوزادان با بيليروبين بالا، بيليروبينوري نداريم).در روده، بيليروبين به ترکيبي به نام اوروبيلينوژن تبديل ميشود که از طريق مدفوع دفع ميگردد. ۱۰تا ۱۵درصد اوروبيلينوژن ِمدفوع ، به خون بازجذب شده و از طريق ادرار دفع ميگردد.اگر به هر دليلي انسدادي در مسير بيلي روبين از کبد به صفرا يا از صفرا به روده رخ دهد (مثل سرطان يا سنگها) بيليروبين وارد مدفوع نشده،اوروبيلينوژني هم توليد نميشود؛ لذا اوروبيلينوژن ِ ادرار منفي ميشود.اما اگر ساخت بيليروبين افزايش يابد و به مدفوع راه يابد(مثل يرقان هموليتيک يا هپاتيت)اوروبيلينوژن ادرار نيز افزايش خواهد يافت.
Nitrit: اگر در ادرار، باکتري به ميزان متوسط و بيشتر حضور داشته باشد و آن باکتري از احياکنندگان نيترات به نيتريت باشد ،نيتريت ادرار مثبت خواهد شد.
WBC: گلبولهاي سفيد مي توانند از هر جايي (بين گلومرول تا ميزراه) به ادرار راه يابند . حداکثرميزان نرمال لوکوسيتها در ادرار ۲ عدد در هر فيلد ميکروسکوپي ميتواند باشد.افزايش لوکوسيتهاي ادرار وابسته به يک پروسه التهابي در مجاري ادرار(مثل عفونتها، نفريتها، آزردگيهاي مثانه، ميزناي و يا پيشابراه) و يا مجاورت آن(مثل آپانديسيت يا پانکراتيت) ميباشد.وجود سيلندرهاي (cast) گلبول سفيد ميتوانند شاهدي بر کليوي بودن منشأ WBCهاي ادرار باشند.در يک ادرار قليايي و هيپوتونيک ميزان WBCادرار درعرض يک ساعت، ۵۰درصد کاهش مي يابد(اهميت ارسال به موقع و انجام به موقع آزمايش U/A).تجمع لوکوسيتي(WBC clamp) قوياً مطرح کننده عفونتهاي حاد و يا التهاب مثانه يا ميزراه است.
RBC: گلبولهاي قرمز مي توانند از هر جايي (بين گلومرول تا ميزراه) به ادرار راه يابند.بطور نرمال گلبول قرمز در ادرار يافت نميشودهرچند وجود ۱تا۲ گلبول سرخ در هر فيلد ميکروسکوپي معمولا غيرطبيعي نيست.در سنگهاي ادراري ، عفونتهاي شديد، سرطانها و نيز عادت ماهيانه، RBCها در ادرار ظاهر ميشوند.
Epithelial cells***: انواع مختلف سلولهاي اپيتليال(سلولهاي توبولار کليوي، ترانزيشنال و اسکواموس)در ادرار قابل مشاهده اند.افتراق بين اين سلولها بسيار مشکل است اما مهمترين ِ آنها سلولهاي توبولار کليوي هستند که ازدياد آنها در ادرار مي تواند آسيب به کليه و لگنچه را مطرح سازد . کلاً حضور تعداد اندکي سلول اپي تليال (بخصوص پوششي و ترانزيشنال) درحد ۴-۳ عدد در هر فيلد ميکروسکوپي نرمال است و افزايش قابل توجه آنها ميتواند نشان از التهاب ناحيه اي از دستگاه ادراري باشد.
Mucus: رشته هاي موکوس که به شکل رشته هايي دراز و موجدارو يا توده اي در ادرار قابل مشاهده اند،به ميزان کم در ادرار طبيعي بوده ولي مقادير زياد آن در التهابات و دستکاريهاي دستگاه ادراري ديده ميشوند.
Bacteria: بطور طبيعي ادرار ِ کليه ها و مثانه عاري از باکتري بوده ولي امکان دارد آلودگي با باکتريهاي موجود در پيشابراه يا واژن يا ساير منابع خارجي اتفاق بيافتد. حضور مقدار بالاي باکتري در ادرار بخصوص در حضور تعداد قابل توجه WBCدر ادرار مؤيد حضور يک عفونت ادراري است.
Cast (سيلندرها): سيلندرها در مجاري لوله هاي کليوي شکل ميگيرند و بدليل اينکه در مجراها بشکل قالب لوله ها در مي آيند به اين نام (سيلندر= استوانه) خوانده ميشوند . مجاري کليوي، موکوپروتئيني به نام تام هورسفال ترشح ميکنند که ماده بنيادي سيلندرهاست.درصورت توقف ادرار (کاهش چشمگير در جريان ادرار) يا غلظت بالاي مواد حل شده و وجود محتويات پروتئيني در ادرار،کَستها ميتوانند در لوله هاي ديستال و مجاري جمع کننده ادرار شکل بگيرند.سيلندرها هميشه منشأ کليوي دارند و معرفهاي بسيار مهم بيماريهاي کليوي هستند و بر اساس ظاهر و محتويات سلولي که در درونشان قرار ميگيرند طبقه بندي ميشوند(مثلا Leukocyte cast و يا Granular cast وياCrystalin cast و … ). به سيلندري که هيچ محتويات سلولي يا غيرسلولي ندارد Hyalin(شفاف) گويند که ميتواند در ادرارهاي نرمال به ميزان بسيار کمي ديده شود.در انواع نفريتها وآسيبهاي کليوي و نيز در پره -اکلامپسي Castها در ادرار ظاهر ميشوند و معمولا پروتئين چنين ادرارهايي مثبت است.
Crystal: کريستالهاي ادرار معمولا در ادرار تازه ديده نمي شوند ولي پس از مدتي ماندن در آزمايشگاه قابل مشاهده ميشوند.بدين معناکه اگر ادرار با يک ترکيب خاص قابل کريستاليزاسيون اشباع شده باشد يا خواص حلاليتي آنها تغيير نمايد تشکيل ميشوند.در برخي موارد اين کريستالها در کليه يا مجاري ادراري شکل ميگيرند( منجر به تشکيل سنگها). معمولا اغلب کريستالهاي ادراري قابل اهميت نيستند ( مثل کلسيم اگزالات، انواع اورات و فسفات ،اسيد اوريک و… که الزاماً دليل بر يک بيماري خاص نبوده ولي مي توانند در برخي بيماريها افزايش يابند.اما کريستالهايي چون تيروزين ،لوسين ،سيستئين و سولفاناميدها مهم و شاخص مهمي در بيماريهاي کبدي، سيستينوز و ايجاد صدمات کليوي مي باشند.
 
FBS قند خون ناشتا
PKU اسيد فنيل پيروويک در ادرار
Urine بطور کلي آزمايشات مربوط به ادرار هستند که البته بنا به درخواست همراه يک مورد ديگر ممکنه آمده باشد مثلا Urine Homocystine
2hpp مقدار گلوکز دوساعت بعد از صبحانه
Urea اوره خون و يا ادرار
BUN Blood urea nitrogen نيتروژن اوره ( آنزيم کليوي )
U.A اوريک اسيد خون يا ادرار
T.G تري گليسريد
HDL ليپوپرتئين با دانسيته بالا
LDL ليپو پرتيئن با دانسيته پايين . کلسترول بد
NA اندازه گيري سديم خون يا ادرار
K اندازه گيري پتاسيم
Ca اندازه گيري کلسيم ( fe و li و بقيه عناصر هم به همين ترتيب هستند )
RBC گلبولهاي قرمز
WBC گلبولهاي سفيد خون
TIBC اندازگيري ظرفيت اتصال آهن
SGOT آنزيم کبدي – اسپارتات آمينوترانسفراز-سرم گلوتاميک اگزالواستيک ترانس آميناز
SGPT آنزيم کبدي – آلانين آمينوترنسفراز گلوتاميک-پيروويک ترانس آميناز
ALP آنزيم کبدي – الکالن فسفاتاز قليايي (ALP) الکالين
ACP اسيد فسفاتاز
تيروتوپين TSH , تيري يدو تيروئين T3 , تيروکسين T4 هورمون هاي تيروئيد
OB خون مخفي در مدفوع
Stool/E وجود انگل در مدفوع
SEMEN آزمايش اسپرم . اسپرموگرام
PCT تست بعد از مقاربت
FSH آزمايشات هورموني فوليکول استيموليتينگ
LH آزمايشات هورموني لوتئيزين
T تستوسترون
PTH پارا تيروئيد
Beta – HCG آزمايش خون بارداري
PSA آزمايشات پروستات
C.B.C آزمايشات روتين خون شامل هموگلوبين-Hb هماتوکريت-Hct شمارش گلبول قرمز و سفيد و پلاکت-شمارش اريتروسيت-شمارش ترومبوسيت-انديسهاي سلولي- ديفرانسياسيون


تاريخ : جمعه 27 بهمن1391 | 1:45 | نویسنده : محسن

برگه آزمايش كامل ادرار شامل اطلاعاتي است كه هر كدام را به اختصار توضيح مي دهيم :

 الف – شرح ماكروسكوپيك ( سمت چپ برگه جواب آزمايش ) :

Colour*  : دامنه تغييرات رنگ ادرار گسترده بوده و عمدتا وابسته به غلظتش ميباشد .رنگ ادرار از زرد كمرنگ ( Light yellow ) تا كهربايي تيره  ( Dark yellow ) متغير است. بسياري از داروها و مواد غذايي ميتوانند رنگ ادرار را تغييردهند.اما برخي رنگهامثل قرمز(در هماچوري يا پورفيرينوري ) ، سياه ( مثلا در آلكاپتونوري )،نارنجي ( بيليروبينوري ) ، سفيد ( چرك فراوان ) و يا آبي تا سبز ( عفونت سودومونايي ) ممكن است مهم باشند و با پيگيري دليل آنها ميتوان به تشخيصهاي مهمي دست يافت .

* Appearance ( ظاهر ادرار )  : ادرار نرمال معمولا شفاف است اما ممكن است به واسطه رسوب فسفاتها يا اوراتها، كدر((Turbid يا نيمه كدر( semiturbid ) گردد. حضور گلبولهاي سفيد يا قرمز، اپي تليالها و  باكتريها نيز در ميزان خاصي ميتوانند ادرار را كدر يا نيمه كدر كنند . موكوس نيز ميتواند نماي مه آلود ( cloudy) به ادرار بدهد.

* وزن مخصوص ( specific gravity ) : شاخص غلظت مواد محلول در ادرار است كه براي سنجش قدرت تغليظ و رقيق كردن كليه ها به منظور حفظ و بقاي هموستاز به كارميرود. حدود طبيعي آن براي ادرار راندوم 003/1تا 035/1و براي ادرار 24ساعته 015/1 تا 025/1است و چون يك نسبت است واحد هم ندارد.SG ادرار درطول شبانه روز متغير است ( به دليل متغير بودن نوع غذا و ميزان مصرف مايعات در طول روز ) ، لذا SG ادرار راندوم خيلي مفيد نيست و بررسي SG ادرار 24 ساعته پيشنهاد مي شود.در هيدراتاسيون شديد و ديابت بيمزه SG كاهش و در ديابت قندي ، دهيدراتاسيون و اكلامپسي SG افزايش مي يابد.

PH *: بين 8-6/4 متغير بوده و معمولا حدود 6 و كمي اسيدي است. براي پزشك اين مهم است كه PH ادرار را با اطلاعات ديگر ارتباط دهد .مثلا در اسيدوز توبولار كليوي بر خلاف اسيدوز سيستميك  PHادرار بيش از 6 خواهد ماند چون توبولهاي كليه قادر به ترشح كافي يون H+ نيستند .

Protein* : حضور مقادير زياد پروتئين در ادرار ميتواند يك علامت مهم بيماريهاي كليوي باشد.اما در شرايط فيزيولوژيك وبدون بيماري مثل ورزش و تب هم دفع پروتئين در ادرار افزايش مي يابد. دو مكانيسم اصلي كه سبب پروتئينوري مي شوند :a) صدمه گلومرولي و b) اختلال در عمل بازجذب توبولها ميباشند.پروتئينوري شديد،متوسط و خفيف همگي در ارزيابي بيماري كليوي از اهميت ويژه اي برخوردارند (مثلا درگلومرولونفريت،شديد در پره اكلامپسي،متوسط و در پيلونفريت نوع خفيف قابل مشاهده است ).

Glucose* : گلوكوزوري بطور معمول وقتي ديده ميشود كه ميزان گلوكز خون از حد آستانه كليوي بيشتر باشد (>180mg/dl) .هرچند گاهي بطور طبيعي آستانه كليوي برخي افراد پايين تر از اين هم ميباشد.ديابت شيرين، تزريق سرمهاي قندي ومصرف يكباره و زياد كربوهيدراتها ( گلوكوزوري گذرا) از دلايل گلوكوزوري هستند.

:Keton(Aceton)*  اجسام كتوني درطي كاتابوليسم اسيدهاي چرب ايجاد ميشوند.كتونوري به دنبال كتوزيس(افزايش كتونها در خون) حادث ميشود.وقتي شخص دچار كمبود مصرف قندها وكربوهيدراتها (مثل روزه داري طولاني) يا دفع كربوهيدراتها از بدن وي افزايش مي يابد(مثلا در اسهال و استفراغهاي شديد) يا سلولها قادر به دريافت و مصرف كربوهيدرات نيستند(مثلا ديابت)، كتونها بدليل مصرف چربيها و سوخت ناقص آنها، در خون و ادرار افزايش مي يابند.

Blood* : هماچوري، وجود خون درادرار است. گلبولهاي قرمز مي توانند در شرايط فيزيولوژيك (مثل ورزش سنگين، تب و عادت ماهانه) و يا پاتولوژيك(مثل التهاب حاد مثانه، تروما، زخمها، عفونتها، سرطانهاي كليه يا مثانه، ضربه به كليه ، انفاركتوس و گلومرولونفريت) در ادرار ظاهر شوند.

Hemoglubin* : هموگلوبينوري، حضور هموگلوبين درادرار بدون حضور RBC ميباشد.اگر به هر دليلي هموليز داخل عروقي در بيمار رخ دهد ( مثل آنمي هموليتيك دارويي، انگل مالاريا، ترانسفوزيون خونناسازگار، سوختگيهاي شديد، ورزشهاي شديد مثل قدم روهاي نظاميان روي سنگفرشها، مارگزيدگي و...) هموگلوبين ِخارج شده از RBCها از كليه ها عبور كرده، وارد ادرار مي شود.البته اگر درهماچوري، ادرار قليايي باشد يا SG آن پايين باشد(زير 1.007) RBC ها ممكن است در ادرار ليز شده و هموگلوبين آنها در ادرار آزاد ميشود.

Bilirubin & Urobilinogen: بيلي روبين كونژوگه(مستقيم) به دليل محلول بودن در آب ميتواند از سد كليه ها عبور كرده وارد ادرار شود( نوع غيركونژوگه در آب نامحلول است) لذادربيماريهايي كه ميزان بيليروبين كونژوگه افزايش مي يابد (مثل انسداد مجاري صفراوي)  بيلي روبين در ادرارافزايش مي يابد(دقت كنيد كه درنوزادان با بيليروبين بالا، بيليروبينوري نداريم).در روده، بيليروبين به تركيبي به نام اوروبيلينوژن تبديل ميشود كه از طريق مدفوع دفع ميگردد. 10تا 15درصد اوروبيلينوژن ِمدفوع ، به خون بازجذب شده و از طريق ادرار دفع ميگردد.اگر به هر دليلي انسدادي در مسير بيلي روبين از كبد به صفرا يا از صفرا به روده رخ دهد (مثل سرطان يا سنگها) بيليروبين وارد مدفوع نشده،اوروبيلينوژني هم توليد نميشود؛ لذا اوروبيلينوژن ِ ادرار منفي ميشود.اما اگر ساخت بيليروبين افزايش يابد و به مدفوع راه يابد(مثل يرقان هموليتيك يا هپاتيت)اوروبيلينوژن ادرار نيز افزايش خواهد يافت.

Nitrit: اگر در ادرار، باكتري به ميزان متوسط و بيشتر حضور داشته باشد و آن باكتري از احياكنندگان نيترات به نيتريت باشد ،نيتريت ادرار مثبت خواهد شد.

 شرح ميكروسكوپيك ( سمت راست برگه جواب آزمايش)

WBC ***: گلبولهاي سفيد مي توانند از هر جايي (بين گلومرول تا ميزراه) به ادرار راه يابند . حداكثرميزان نرمال لوكوسيتها در ادرار 2 عدد در هر فيلد ميكروسكوپي ميتواند باشد.افزايش لوكوسيتهاي ادرار وابسته به يك پروسه التهابي در مجاري ادرار(مثل عفونتها، نفريتها، آزردگيهاي مثانه، ميزناي و يا پيشابراه) و يا مجاورت آن(مثل آپانديسيت يا پانكراتيت) ميباشد.وجود سيلندرهاي (cast) گلبول سفيد ميتوانند شاهدي بر كليوي بودن منشأ WBCهاي ادرار باشند.در يك ادرار قليايي و هيپوتونيك ميزان WBCادرار درعرض يك ساعت، 50درصد كاهش مي يابد(اهميت ارسال به موقع و انجام به موقع آزمايش U/A).تجمع لوكوسيتي(WBC clamp) قوياً مطرح كننده عفونتهاي حاد و يا التهاب مثانه يا ميزراه است.

RBC*** : گلبولهاي قرمز مي توانند از هر جايي (بين گلومرول تا ميزراه) به ادرار راه يابند.بطور نرمال گلبول قرمز در ادرار يافت نميشودهرچند وجود 1تا2 گلبول سرخ در هر فيلد ميكروسكوپي معمولا غيرطبيعي نيست.در سنگهاي ادراري ، عفونتهاي شديد، سرطانها و نيز عادت ماهيانه، RBCها در ادرار ظاهر ميشوند.

Epithelial cells***: انواع مختلف سلولهاي اپيتليال(سلولهاي توبولار كليوي، ترانزيشنال و اسكواموس)در ادرار قابل مشاهده اند.افتراق بين اين سلولها بسيار مشكل است اما مهمترين ِ آنها سلولهاي توبولار كليوي هستند كه ازدياد آنها در ادرار مي تواند آسيب به كليه و لگنچه را مطرح سازد . كلاً حضور تعداد اندكي سلول اپي تليال (بخصوص پوششي و ترانزيشنال) درحد 4-3 عدد در هر فيلد ميكروسكوپي نرمال است و افزايش قابل توجه آنها ميتواند نشان از التهاب ناحيه اي از دستگاه ادراري باشد.

***Mucus:  رشته هاي موكوس كه به شكل رشته هايي دراز و موجدارو يا توده اي در ادرار قابل مشاهده اند،به ميزان كم در ادرار طبيعي بوده ولي مقادير زياد آن در التهابات و دستكاريهاي دستگاه ادراري ديده ميشوند.

***Bacteria: بطور طبيعي ادرار ِ كليه ها و مثانه عاري از باكتري بوده ولي امكان دارد آلودگي با باكتريهاي موجود در پيشابراه يا واژن يا ساير منابع خارجي اتفاق بيافتد. حضور مقدار بالاي باكتري در ادرار بخصوص در حضور تعداد قابل توجه WBCدر ادرار مؤيد حضور يك عفونت ادراري است.

***Cast(سيلندرها): سيلندرها در مجاري لوله هاي كليوي شكل ميگيرند و بدليل اينكه در مجراها بشكل قالب لوله ها در مي آيند به اين نام (سيلندر= استوانه) خوانده ميشوند . مجاري كليوي، موكوپروتئيني به نام تام هورسفال ترشح ميكنند كه ماده بنيادي سيلندرهاست.درصورت توقف ادرار (كاهش چشمگير در جريان ادرار) يا غلظت بالاي مواد حل شده و وجود محتويات پروتئيني در ادرار،كَستها ميتوانند در لوله هاي ديستال و مجاري جمع كننده ادرار شكل بگيرند.سيلندرها هميشه منشأ كليوي دارند و معرفهاي بسيار مهم بيماريهاي كليوي هستند و بر اساس ظاهر و محتويات سلولي كه در درونشان قرار ميگيرند طبقه بندي ميشوند(مثلا Leukocyte cast و يا Granular cast وياCrystalin cast و ... ). به سيلندري كه هيچ محتويات سلولي يا غيرسلولي ندارد  Hyalin(شفاف) گويند كه ميتواند در ادرارهاي نرمال به ميزان بسيار كمي ديده شود.در انواع نفريتها وآسيبهاي كليوي و نيز در پره -اكلامپسي Castها در ادرار ظاهر ميشوند و معمولا پروتئين چنين ادرارهايي مثبت است.

***Crystal: كريستالهاي ادرار معمولا در ادرار تازه ديده نمي شوند ولي پس از مدتي ماندن در آزمايشگاه قابل مشاهده ميشوند.بدين معناكه اگر ادرار با يك تركيب خاص قابل كريستاليزاسيون اشباع شده باشد يا خواص حلاليتي آنها تغيير نمايد تشكيل ميشوند.در برخي موارد اين كريستالها در كليه يا مجاري ادراري شكل ميگيرند( منجر به تشكيل سنگها). معمولا اغلب كريستالهاي ادراري قابل اهميت نيستند ( مثل كلسيم اگزالات، انواع اورات و فسفات ،اسيد اوريك و... كه الزاماً دليل بر يك بيماري خاص نبوده ولي مي توانند در برخي بيماريها افزايش يابند.اما كريستالهايي چون   تيروزين ،لوسين ،سيستئين و سولفاناميدها مهم و شاخص مهمي در بيماريهاي كبدي، سيستينوز  و ايجاد صدمات كليوي مي باشند.

***مواد متفرقه: مثل اسپرم ، مخمر وانگل تريكوموناس كه در شرايط خاص در ادرار ديده ميشوند. مثلا كانديدا (نوعي مخمر) به ميزان زياد ميتواند نشان از يك بيماري قارچي باشد.



تاريخ : جمعه 6 بهمن1391 | 1:35 | نویسنده : محسن
جهت آشنایی با طرز تهيه برخی از معرف هاي آزمايشگاهي به ادامه مطللب مراجعه نمائید.



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 6 بهمن1391 | 1:18 | نویسنده : محسن
طرز تهیه معرف میر(خون مخفی ، OB)
KOH یا NaOH--------------- 20گرم

فنیل فتالئین -------------- 1گرم

پودر روی --------------- 20گرم

آب مقطر -----------------200سی سی

روش تهیه

20گرم سود را داخل 200سی سی آب مقطر حل کرده و 1گرم فنیل فتالئین به آن اضافه می کنیم تا یک محلول ارغوانی بدست آید سپس 20گرم پودر روی را به آن می افزائیم ،کاملا به هم می زنیم تا خوب حل شود بعد محتویات را حرارت می دهیم . برای اینکه آب آن تبخیر نشود یک بشر را وارونه روی ظرف حاوی محلول می گذاریم تا بخار به داخل ظرف برگردد.
محلول را تا زمانی حرارت می دهیم که رنگ ارغوانی از بین برود و مایع شفاف شود،پس از سرد شدن در شیشه قهوه ای داخل یخچال نگهداری می کنیم . به عنوان نگهدارنده می توان مقداری پودر روی داخل شیشه بریزیم .


روش آزمایش OB با محلول میر:
1گرم مدفوع داخل لوله آزمایش ریخته و 2سی سی آب معمولی به آن اضافه می کنیم کمی حرارت می دهیم تا حدی که لوله گرم شود،لوله را تکان داده و به آن 5 قطره معرف میر می افزائیم و به هم می زنیم سپس 3قطره آب اکسیژنه %3 به آن می افزائیم در صورت مثبت بودن رنگ آلبالوئی ایجاد می شود(1+تا 4+)


برچسب‌ها: محلول میر, خون مخفی, گایاک, OB

تاريخ : سه شنبه 28 آذر1391 | 0:22 | نویسنده : محسن

فرق دیابت نوع 1 و 2 در چیست؟

به طور كلی دیابت به چهار گروه دیابت نوع 1، دیابت نوع 2، دیابت حاملگی و دیابت به علل متفرقه تقسیم‌بندی مي‌شود. در دیابت نوع1 كه % 15- 10 كل موارد دیابت را تشكیل مي‌دهد تولید انسولین از پانكراس (لوزاالمعده) به علت از بین رفتن سلول‌های سازنده انسولین، متوقف مي‌شود به همین خاطر افراد مبتلا به این نوع دیابت باید از بدو تشخیص، انسولین مورد نیاز بدن را به صورت تزریقات روزانه تأمین كنند. دیابت نوع1 اغلب در سنین زیر 30 سال به وجود ميا‌ید.

در دیابت نوع2 كه بیشتر در بالغین بالای 30 سال و چاق دیده مي‌شود و % 90- 85 كل موارد دیابت را شامل مي‌شود انسولین تولید شده از پانكراس به خوبی عمل نمي‌كند. در واقع یا پانكراس به اندازه كافی انسولین ترشح نمي‌كند و یااینكه انسولین ترشح شده، به علت وجود مقاومت به انسولین مخصوصاً در افراد چاق، فاقد كارایی لازم است.

دیابت حاملگی به دیابتی گفته مي‌شود كه برای اولین بار در طول حاملگی تشخیص داده شود. این نوع دیابت معمولاً گذرا است و بعد از اتمام حاملگی بهبود مي‌یابد خانم‌های مبتلا به دیابت حاملگی بعداً در معرض خطر ابتلا به دیابت نوع2 هستند.

از علل متفرقه دیابت مي‌توان به جراحی، داروها (مثل كورتیكواستروئیدها)، سوء تغذیه و عفونت اشاره كرد.


برچسب‌ها: دیابت, مرض قند, انسولین, علائم دیابت, انواع دیابت

تاريخ : شنبه 29 مهر1391 | 19:3 | نویسنده : محسن
ز سوی رئیس جمهور
تغییرات اعمال شده در تقویم رسمی سال 1392 ابلاغ شد

خبرگزاری فارس: تغییرات اعمال شده در تقویم رسمی کشور برای سال 1392 هجری شمسی از سوی رئیس جمهور و رئیس شورایعالی انقلاب فرهنگی برای اجرا ابلاغ شد.

خبرگزاری فارس: تغییرات اعمال شده در تقویم رسمی سال 1392 ابلاغ شد

به گزارش حوزه دولت خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دولت ماده واحده «تغییرات اعمال شده در تقویم رسمی کشور برای سال 1392 هجری شمسی»با پیشنهاد شورای فرهنگ عمومی و تصویب شورایعالی انقلاب فرهنگی از سوی رئیس جمهور و رئیس شورایعالی انقلاب فرهنگی برای اجرا ابلاغ شد.

بر این اساس، 20 فروردین به عنوان روز هنر انقلاب اسلامی(‌سالروز شهادت سید مرتضی آوینی)، 17 شوال؛ روز فرهنگ پهلوانی و ورزش زورخانه‌ای، 12 آذر(‌برابر با 3 دسامبر)، روز جهانی معلولان، 20 مهر؛ روز ایمنی در برابر زلزله و بلایای طبیعی، 13 جمادی‌الثانی؛ روز تکریم مادران و همسران شهدا، 5 ذی‌القعده؛ روز تجلیل از امامزادگان و بقاع متبرکه و 18 تیر؛ روز ادبیات کودکان و نوجوانان در متن تقویم رسمی کشور در سال 1392 گنجانده می‌شود.

همچنین، 8 آبان؛ روز پدافند غیرعامل، 30 تیر؛ روز بزرگداشت آیت‌الله سید ابوالقاسم کاشانی، 15 مرداد؛ سالروز شهادت امیر سرلشکر خلبان عباس بابایی، 14 تیر؛ روز شهرداری و دهیاری و 10 شهریور؛ روز تشکیل قرارگاه پدافند هوایی حضرت خاتم الانبیا (ص) آجا نیز در ضمیمه تقویم رسمی کشور در سال 1392 گنجانده می‌شود.


 پس 30 فروردین روز علوم آزمایشگاهی کو ؟؟؟



تاريخ : شنبه 29 مهر1391 | 18:2 | نویسنده : محسن
محققان کشور ایران موفق به ثبت بین المللی یک باکتری جدید به نام مایکو باکتریوم ایرانیکوم Mycobacterium Iranicum شدند:با تلاش دکتر حسن شجاعی عضو هیات علمی عفونی و گرمسیری دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، برای اولین بار در تاریخ علمی کشور یک گونه جدید باکتری مایکو باکتریوم تحت نام کشور ایران به ثبت جهانی رسید. دکتر حسن شجاعی عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان با بیان این خبر افزود: مایکو باکتریوم ایرانیکوم در بدن انسان موجب مننژیت شبه سل و همچنین ضایعات پوستی می شود...
وی افزود: این باکتری همزمان در شش مرکز تحقیقاتی در یونان، هلند، سوئد، آمریکا، ایتالیا و ایران کشف شد و چون ایران زودتر از همه آن را به کمیته بین المللی ثبت میکروب ها معرفی کرد، مایکو باکتریوم جدید به نام کشور کاشف آن یعنی ایران به نام مایکو باکتریوم ایرانیکوم Mycobacterium Iranicum نامگذاری شد.

دکتر شجاعی خاطرنشان کرد: این گونه جدید از مایکو باکتریوم ها را هفت سال پیش کشف کردم و پس از طی مراحل پیچیده جداسازی آن موفق شدم این گونه جدید را تحت نام کشورمان ثبت کنم.

دکتر شجاعی با اشاره به اینکه دو گونه دیگر از مایکو باکتریوم ها را نیز در زمان دانشجویی دکتری خود جداسازی کرده بودم ولی اروپایی ها آن را به نام خود ثبت کردند، گفت: فقط یک مجله در دنیا به نام International journal of systemic and evolutionary microbiology مجاز به نشر مقالات مربوط به کشف میکروب های جدید است که در شماره جدید این نشریه مقاله مایکو باکتریوم ایرانیکوم به عنوان جدیدترین گونه مایکو باکتریوم های کشف شده منتشر شده است.

با تلاش یک محقق ایرانی برای اولین بار در تاریخ علم یک‌گونه جدید باکتری با نام «مایکو باکتریوم ایرانیکوم » به نام ایران به ثبت جهانی رسید.



تاريخ : شنبه 29 مهر1391 | 17:57 | نویسنده : محسن

اساس آزمايش

در اين روش پروتئين ادرار توسط تري كلرواستيك اسيد 12.5% رسوب داده مي شود. كدورت ايجاد شده متناسب با مقدار پروتئين (آلبومين و گلبولين) موجود در ادرار است. غلظت پروتئين رسوب داده شده با در نظر گرفتن غلظت اسيد، دما و زمان سپري شدن بين اضافه كردن اسيد تا ايجاد رسوب پروتئين محاسبه مي گردد.

جمع آوري نمونه

در اين آزمايش مي توان از ادرار بصورت انتخابي (Random) استفاده كرد ولي ادرار 12 يا 24 ساعته ترجيح داده مي شود. البته نمونه ادرار 12 يا 24 ساعته بايد بدون افزودن ماده نگهدارنده جمع آوري شده و در تمام مدت نمونه گيري، ظرف حاوي نمونه در محل خنك نگهداري شود. براي جمع آوري بايد از ظرف تميز و عاري از آلودگي استفاده نمود و به بيمار آموزش داده شود كه براي جمع آوري ادرار 24 ساعته، از ساعت 8 صبح تا 8 صبح روز بعد تمامي نمونه هاي پس از ساعت 8 بطور كامل جمع آوري شده ولي ادرار ساعت 8 صبح روز اول جمع آوري نگردد. بايد توجه نمود كه اگر اندازه گيري پروتئين ادرار در مدت 48 ساعت پس از نمونه گيري انجام نمي شود، مي توان نمونه را خوب مخلوط كرده و پس از تعيين حجم نمونه، بخشي از آن را تا روز انجام آزمايش در فريزر نگهداري نمود.

طرز تهيه TCA 100% ذخيره :

توجه: به علت حالت خورندگي TCA بايد تهيه محلول با احتياط و با محافظت از چشمها و دستها انجام گيرد و پس از پايان كار ظروف مورد استفاده كاملاً شسته شوند.

175ml آب مقطر ديونيزه شده را به يك ظرف حاوي 500g از TCA اضافه مي كنيم. درب ظرف را بسته و به آرامي تكان مي دهيم تا كاملاً حل شود. سپس تمام مواد را به طور كامل به يك بالن 500ml حجمي منتقل مي كنيم و حجم كل را به 500ml مي رسانيم. براي انحلال كامل طي مدت 24 ساعت، محلول راگهگاه با عمل چرخش مخلوط مي نمائيم.

محلول TCA 100% را در يك ظرف تيره و در دماي اتاق نگهداري مي كنيم. اين محلول براي 12 ماه پايدار است.

طرز تهيه (765 mmol/l) TCA 12.5%

با استفاده از پيپت حجمي 25 ميلي متري، مقدار 25ml از محلول TCA100% را به بالن ژوژه200 ميلي ليتري منتقل مي نماييم و با استفاده از آب مقطر حجم آن را به 200ml مي رسانيم. محلول حاصله را كاملاً مخلوط كرده و در ظرف شيشه اي تيره در دماي اتاق نگهداري مي نماييم. اين محلول در دماي اتاق به مدت يك ماه پايدار است.

كنترل :

از سرم كنترلهاي تجاري به عنوان كنترل استفاده مي گردد (رقتي برابر1/300 با استفاده از سرم فيزيولوژي تهيه مي شود).

استاندارد :

براي آزمايشهاي روتين (روزانه) از سرم كنترلهايي ترجيحاً با ارزش مرجع مانند precipath و Bioradو precinorm مشابه استفاده مي شود. براي انجام كار ابتدا غلظت پروتئين اين سرم كنترلها را به مقداري كه امكان وجود آن در ادرار است مي رسانيم. (براي رقيق كردن از سرم فيزيولوژي استفاده ميشود)

لاز به ذكر است ك اين روش تا 500mg/L خطي ميباشد، بنابراين نمونه ها اعم از ادرار و استاندارد بايد طوري رقيق شود كه غلظت پروتئين موجود در آنها حداكثر 500mg/L باشد.

توجه: از يك نوع نمونه كنترل نمي توان همزمان بعنوان كنترل و استاندارد استفاده نمود.

روش كار

1 - 10 ml از ادرار مورد آزمايش را سانتريفوژ نموده سپس با استفاده از نوار ادراري پروتئين آن را بررسي مي كنيم و نتيجه را ثبت مي نماييم. اگر غلظت پروتئين بيش از 1+ بود نمونه ادرار را قبل از شروع آزمايش با سرم فيزيولوژي رقيق ميكنيم. (نمونه هاي 1+ تقريباً به نسبت 1/50 و نمونه هاي 2+ تقريباً 1/10 و نمونه هاي 3+ تقريباً 1/15 رقيق مي شوند). اگر نيتريت ادرار مثبت باشد، مي بايد بيمار را براي نمونه گيري مجدد با رعايت شرايط نمونه گيري راهنمايي نموده و در صورت تكرار آلودگي نمونه، بيمار جهت مشاوره و لزوم بررسي نتايج كامل ادرار و احتمالاً درخواست كشت به پزشك معرفي گردد.

2 - براي هر آزمايش (نمونه، كنترل و استاندارد) دو لوله در نظر مي گيريم (يكي به عنوان بلانك و ديگري به عنوان آزمايش)

3 - 1.6ml از نمونه ادرار، استاندارد و كنترل را در لوله هاي مربوطه ريخته و سپس 0.4ml از محلول TCA12.5% به همه لوله ها اضافه مي نماييم. به آرامي لوله ها را مخلوط كرده (بهتر است سرلوله ها را با پارافيلم مسدود نموده و با واژگون كردن لوله ها آنها را مخلوط نماييم).

دما در اين مرحله مؤثر بوده و مي بايد بين 23 تا 27 درجه سانتي گراد باشد.

لوله هاي بلانك را بعد از مدت 20 دقيقه به مدت 10 دقيقه با دور 1500 سانتريفوژ مينماييم.

لوله هاي آزمايش را بعد از 35 دقيقه كاملاً مخلوط نموده و جذب نوري آنها را در طول موج 405 يا 450nm در مقابل مايع رويي بلانك مربوطه بدست مي آوريم.

رعايت زمان 35 دقيقه براي اين آزمايش ضروري مي باشد.

محاسبه :

mg/24h پروتئين = ضريب رقت نمونه * حجم ادرار 24 ساعته (ميلي ليتر) * F * جذب نوري آزمايش

= فاكتور(F)

ارزش استاندارد

-----------------------

OD استاندارد

دامنه مرجع

با توجه به توانائي اين روش براي سنجش مقادير كم پروتئين (حدود 25 ميلي گرم در ليتر پروتئين و بيشتر)، از اين روش مي توان براي غربالگري وضعيت كليوي جمعيتهاي مستعد به بيماري كليوي مانند مبتلايان به ديابت در راستاي بررسي ميكروپروتئينوري استفاده نمود.

در افراد سالم مقدار دفع پروتئين تام تا 150mg/L در ادرار طبيعي مي باشد.

نكات قابل توجه :

* كدورت حاصله از اضافه شدن TCA به ادرار به دليل وجود آلبومين و گلبولين مي باشد.

* هر نمونه بايد در مقابل بلانك مربوط به خود اندازه گيري شود.

PH* قليايي و پيگمانهاي ادرار باعث ايجاد نتايج مثبت كاذب مي شود.

* دفع پروتئين در ادرار به طور دائم ثابت و مشخص نمي باشد و در دوره هاي24 ساعته تغيير قابل ملاحظه اي دارد. بنابراين براي اندازه گيري پروتئين دفع شده بهتر است از ادرار 24 ساعته استفاده نمود.

* ممكن است بين نتايج بدست آمده از روش كدورت سنجي TCA و بررسي ادرار توسط نوارهاي ادراري تفاوت وجود داشته باشد. مشاهده نتايج منفي يا مقادير كمي پروتئين با نوار ادراري و نتيجه مثبت با روش TCA به طور همزمان ممكن است به دلايل زير باشد :

وجود پروتئين Myeloma (گاما گلبولين و پروتئين بنس جونز) در ادرار.

نمونه هاي غير هموژن به علت استفده از داروهاي خاص مانند Tolmetin و داروهاي ضدالتهاب كه در درمان آرتريت روماتوئيد استفاده مي شود. متابوليتهاي اين داروها مي تواند باعث ايجاد نتايج مثبت كاذب شود.



چرا پس از ورود ویروس hiv به بدن چند هفته طول می كشد تا ازمایش پادتن مثبت شود؟

ویروس ایدز از ویروسهای است که دارای زنجیره ی RNA ی است و از خانواده رتروویروسها ست . وقتی یک ویروس وارد سلول میزبان می شود بخاطر گیرنده های انتی کدونی و انتی ژنی که دارد روی سلول میزبان که همان گلبول سفید است می نشیند و با این اتصال باعث غیر فعال شدن سلول می شود و بعد از ان با حل دیواره سلول واردغشای سلولی شده و به محتویات درون سلولی می رسد در نتیجه به هسته رفته و با چسبیدن به ژنوم هستک کاری می کند که ژنوم هستک که دستورات رونویسی را می دهد به ژنوم هسته دستور می دهد که ژنوم ویروس را بساز .
نکته اینجاست که ژنوم ویروس ایدز زنجیره ی RNA است در حالی که ژنوم هسته سلول انسانی DNA است .
ویروس ایدز با تحمیل خود به سیستم باعث می شود که سیستم تماما ژنوم ویروس ایدز را بصورت زنجیره ی دو رشته ای DNA بسازد و به این منوال عمل کرده و تمامی گلبول های سفید خون را در بر می گیرد و ژنوم خود را تکثیر می کند و با پاره شدن سلول میزبان تمامی DNA های ساخته شده به سلول های دیگر حمله می کنند

فرد مبتلا به اچ-آی-وی هنگامی به مرحلهٔ ایدز می‌رسد که شمار گویچه‌های سفید CD4+T آنقدر کم شود که نتوانند از پس انجام وظیفه معمولی خود برآیند. CD4+T یاخته‌های سفید خون هستند که واکنش‌های ایمنی بدن را موزون و مهار می‌کنند. این دشواری اندک اندک در درازای هنگامی که شخص + HIV می‌باشد، پیشرفت می‌کند که ممکن است یک تا ۱۵ سال به درازی بکشد.[نیازمند منبع] البته افراد در درازای این مدت بسیار خوب و تندرست به نظر می‌رسند[نیازمند منبع] و احساس خوبی نیز دارند. ولی در این مدت شمار ویروس چند برابر می‌شود.[نیازمند منبع] بر پایه این تعریف ایدز هنگامی است که شمار سلول‌های CD4+T به کمتر از ۲۰۰ شماره در هر میکرولیتر خون می‌رسد و یا هنگامی که بدن فرد دچار عفونت‌های فرصت‌طلب بشود (که گاهی با بودن ۲۰۰ تا ۸۰۰ یاخته CD4+ رخ می‌دهد
هنگام رو در رویی با عفونت، دستگاه ایمنی بدن پادتن‌هایی فرآوری می‌کند که در خون گردش و به عوامل بیماری‌زا حمله می‌کنند. پادتن‌ها بر بسیاری از عوامل بیماری‌زا غلبه می‌کنند ولی درباره اچ.آی.وی با این که پادتن‌ها فرآوری می‌شوند ولی نمی‌توانند از تکثیر ویروس جلوگیری کنند و تنها وجود آنها در خون برای تشخیص ابتلاء بکار می‌رود.
• در جریان عمومی‌ترین آزمایش‌ها برای تشخیص اچ‌آی‌وی، یک نوع خاص از پادتن‌ها یا همان پروتئین‌های ضدبیماری ردیابی می‌شود.
• در چند هفته‌ای که ردیابی آلودگی بی ثمر و جواب آزمایش منفی است، فرد آلوده می‌تواند ویروس را به سایرین منتقل کند. [۱۲]
نکاتی در مورد آزمایشات ایدز: هنگامی که تست الایزا برای ایدز مثبت شد باید الایزا با کیت دیگری دوباره تکرار شود . که اگر باز هم مثبت شد تست تایید ی با وسترن بلات می گیریم .اگر تست وسترن بلات منفی بود شاید فرد در دوران پنجره به سرمی برد یا الوده نیست.[نیازمند منبع]
مواردی هست که تست الایزا مثبت است ولی فرد ایدز ندارد مثلا خطای ازمایشگاه , همودیالیز , دریافت خون و فراورده‌های آن , تست RPR مثبت , مشکلات همراه از قبیل اختلالات اتوایمیون , مالتیپل میلوما , هموفیلی , هپاتیت الکلی , اعتیاد تزریقی , موارد افزایش IgG مثل کسی که واکسن آنفلوانزازده است.[نیازمند منبع]
موارد منفی کاذب الایزا مثل عفونت تازه و اولیه , بیماران با سیستم ایمنی ساپرس شده , و خطای آزمایشگاه می‌باشد

در مجموع پنج دسته دارو وجود دارد که در مقاطع مختلف ورود و رشد اچ.آی.وی عمل می‌کنند:
• بازدارنده‌های ورودی: این داروها به پروتئین‌های موجود بر سطح بیرونی ویروس اچ‌آی‌وی می‌چسبد و از پیوستن و ورود آن به سلول‌ها جلوگیری می‌کند. از این گروه تاکنون تنها یک نمونه از دارو، به نام "فوزیون (Fuzeon)، وارد بازار شده‌است.
• بازدارنده‌های گیرنده کموکاین(Chemokine Coreceptor Antagonists): این داروها به نوعی پروتئین موجود بر سطح بیرونی سلولهای پذیرنده اچ.آی.وی می‌چسبد و از چسبیدن ویروس به سلول جلوگیری می‌کند . از این گروه تاکنون تنها یک دارو، به نام Maraviroc وارد بازار شده‌است.[۱۴]
• داروهای مهارکننده ترانس کریپتاز معکوس نوکلئوزیدی(NRTI)(Nucleoside reverse transcriptase): این بازدارنده‌ها اچ‌آی‌وی را از نسخه‌سازی از ژن‌های خود باز می‌دارند مانند زیدوودین و لامیوودین .
• داروهای مهارکننده ترانس کریپتاز معکوس غیرنوکلئوزیدی (NNRTI (Non-nucleoside reverse transcriptase): این بازدارنده‌ها نیز فرآیند نسخه سازی را مختل می‌کنند. آنها با چسباندن خود به آنزیمی که این فرآیند را کنترل می‌کند نسخه سازی را مختل می‌کنند مانند نوی راپین و افاویرنز.
• داروهای مهارکننده پروتئاز (PI) (Protease): پروتئاز RT وانتگراز به صورت پلی پروتئین‌هایی سنتز می‌شوند که نیازمند شکافت پروتئاز می‌باشد و این داروها با مهار شکافت پلی پروتئین‌ها چرخه تکثیری ویروس را مسدود و موجب برخی اجزاء نابالغ و معیوب ویروسی می‌شوند مانند ساکی ناویر.
داروهای ضد ایدز باید به صورت ترکیبی مصرف شوند. معمولاً سه نوع داروی مختلف از دست کم دو دسته مختلف از داروها به طور هم‌زمان به بیمار تجویز می‌شود. با تغییر شکل دادن اچ‌آی‌وی، برخی از نمونه‌های این ویروس در مقابل داروها مقاوم می‌شوند. بنابراین شانس کنترل اچ‌آی‌وی در صورت استفاده از چند دارو بیشتر خواهد بود. در برخی موارد از مبتلایان تازه، ویروسهایی ردیابی شده‌اند که حتی پیش از آغاز معالجات در برابر داروهای موجود مقاومت نشان می‌دهند.]



قند خون در صورت عدم جداسازی کامل سرم از خون ( جداسازی ناقص ) یا در صورت عدم جداسازی به موقع سرم از خون کامل پس از دو ساعت به ازا هر یک ساعت ۷ الی ۱۰ درصد افت گلوکز همراه است که این میزان به غلظت همگلوبین بیمار مرتبط است هرجه سطح همگلوبین بالاتر باشد
روند کاهش و افت قند خون سریعتر بوده خصوصا در نوزادان نارس که سقف قند خون زیر ۴۰ است گاها با روش های موجود قند غیر قابل خوانش شده و با اعداد نزدیک به صفر در نتایج مواجه می گردیم



بیلی روبین بالاازعوامل مداخله گردراندازه گیری کراتی نین می باشدلذاباتوجه به مقداربیلی روبین ونوع کیت مورداستفاده بایستی سرم بیماررارقیق نمائیم .بعنوان مثال دربرشورکیت پارس آزمون بیلی روبین بیشتراز۴ میلی گرم دردسی لیترمنجربه تداخل درواکنش کراتی نین می شودلذابایدکلیه نمونه های بابیلیروبین بیشتراز ۴ راابتدارقیق وسپس آزمایش کراتی نین راانجام داد.



تاريخ : دوشنبه 17 مهر1391 | 23:30 | نویسنده : محسن
در تمام تغییرات التهابی حاد CRPزودتر نسبت به ESRبالا میرود با بهبودی زودتر هم ناپدید میشود سطح CRP معمولا با ESR موازی است ولی در مواردی مثل کم خونی ، پلی سایتمی ،اسفروسیتوز ماکروسیتوز نارسایی احتقانی قلب هایپرگاما گلوبولینمی که ESR در انها افزایش میابد تحت تاثیر قرار نمیگیرد.همچنین علاوه بر عفونت حاد یا مزمن ESR در بدخیمی های پیشرفته نکروز و انفارکتوس که محتوای پروتئین پلاسما عمدتا فیبرینوژن افزایش میابد بالا میرود .در درمان موفقیت امیز ارتریت روماتوئید CRP منفی میشود در حالیکه ممکن است ESR غیر طبیعی باشد
از سه ماه ی سوم حاملگی تا سه هفته پس از زایمان ESR افزایش میابد در حالیکه CRP افزایش نمیابد
برگرفته از کتاب تفسیر بالینی ازمایشهای پزشکی دکتر ایوب ابراهیمی



تاريخ : سه شنبه 26 اردیبهشت1391 | 19:13 | نویسنده : محسن

آزمایش تحمل گلوکز خوراکی ( OGTT)  (Oral Glucose Tolerance Test  )

 این راهنما برای استفاده مسوولین فنی وکارشناسان آزمایشگاههای تشخیص طبی تدوین شده است

تهیه کننده : آزمایشگاه رفرانس کشور

 

-          اندازه گیری سریال گلوکز خون قبل و بعد از مصرف خوراکی مقدار مشخصی از گلوکز، روشی مناسب برای تفکیک افراد سالم از بیماران می باشد .

-          اگرچه استفاده از این آزمایش در شناسایی بیماران ، روشی حساستر از اندازه گیری قند خون ناشتا می باشد ولی ممکن است تحت تاثیرمتغیرهای فراوانی قرار بگیرد . به همین دلیل ، توصیه می شود ضمن رعایت تمامی موارد لازم ، آزمایش در دو نوبت جداگانه انجام شود ( به استثنای مواردی که نتایج بطور فاحشی غیر طبیعی باشند) .

 

آماده سازی بیمار :

1- پس ازمشورت با پزشک معالج ، حتی الامکان داروهایی که ممکن است روی میزان قند خون اثر بگذارد ( مانند تیازیدها، داروهای ضد بارداری خوراکی، کورتیکواستیروییدها و... ) قطع گردد .

2- رژیم غذایی به مدت سه روز، آزاد و بدون محدودیت بوده ( حداقل 150گرم کربوهیدرات در روز) و فعالیتهای بدنی نیز مطابق معمول صورت گیرد .

3- آزمایش در افراد سرپایی انجام می گیرد . انجام آزمایش در افراد بستری ، مبتلایان به بیماریهای حاد و نیز افراد بدون تحرک عادی ،ممکن است منجر به اخذ نتایج نادرست گردد .

4- از شب قبل از آزمایش ، بیمار باید بمدت 16-10ساعت ناشتا باشد ، دراین مدت نوشیدن آب بلامانع است .

5- آزمایش باید بین ساعات 9-7 صبح انجام گردد .

 

مراحل انجام آزمایش :

  1. فرد باید در حالت نشسته قرارگیرد .
  2. یک نمونه خون در حالت ناشتا گرفته می شود . سپس 100 گرم گلوکز ( در کودکان مقدار گلوکز 1.75 g/kg و حداکثر 75 گرم می باشد ) که در 300 میلی لیتر آب حل شده به بیمار داده می شود تا در مدت حداکثر 5 دقیقه نوشیده شود . معمولا محلول خنک آسانتر تحمل می شود .

از آنجایی که برای ارزیابی صحیح نتایج ، مقدار گلوکز تجویز شده اهمیت فراوانی دارد ، حتما باید از پودر یا محلول گلوکز با مقادیر مشخص ، که برای انجام این آزمایش تهیه شده اند ، استفاده گردد . استفاده از هر محلول قندی دیگر مانند شربت ها ، آب قند و...  که دارای مقادیر نامشخص گلوکز می باشند ، ممنوع است .

3.  فرد باید در طول انجام آزمایش ، از سیگار کشیدن ، فعالیت بدنی شدید ، نوشیدن چای یا قهوه و خوردن مواد غذایی خودداری نماید .

4.  دو ساعت بعد از مصرف گلوکز ، مجددا نمونه خون گرفته می شود .

 

متغیرهای موثر بر انجام آزمایش :

برخی از عوامل موثر بر انجام آزمایش عبارتند از مدت ناشتا بودن ، میزان کربوهیدرات مصرف شده در روز های قبل از انجام آزمایش ، داروهای مصرفی  ، ضربات جسمانی  یا هر گونه استرس فیزیکی ، وجود بیماری همزمان ، سن ، میزان فعالیت بدنی  و وزن ، وضعیت بیمار در زمان آزمایش ، اضطراب و مصرف کافئین .

 

تفسیر نتایج  :

نحوه تفسیر نتایج آزمایش تحمل گلوکز ، بر مبنای برنامه کشوری پیشگیری و کنترل دیابت ( کتابچه پزشک و دیابت ، چاپ شده توسط مرکز مدیریت بیماریها ) در زیر آمده است .

 

تشخیص دیابت :

قند پلاسمای خون وریدی ،   2 ساعت بعد از مصرف 75gr گلوکز خوراکی ، مساوی یا بیش از 200mg/dl

 

تشخیص اختلال تحمل گلوکز :  ( Impaired Glucose Tolerance Test )

     قند پلاسمای خون وریدی، 2 ساعت بعد از مصرف 75gr گلوکز خوراکی ، مساوی یا بیش از 140mg/dl و کمتر از 200mg/dl

 

 

 

1.Glucose Challenge Test

 

زنان باردار بر اساس قرارگیری درمعرض عوامل خطر، در یکی از دو گروه زیر قرار گرفته و از طریق GCT  با 50 گرم گلوکز مورد غربالگری قرار می گیرند .

1. زنان باردار در معرض خطر ( دارای سابقه مرده زایی ، حداقل دو بار سقط خودبخودی ، تولید نوزاد با وزن 4 کیلوگرم  و بالاتر ، سابقه دیابت در افراد درجه یک خانواده و چاقی به معنی BMI   مساوی یا بیشتر از  30kg/m2 قبل از بارداری ) در اولین مراجعه GCT  می شوند .

2. زنان بارداری که در معرض عوامل خطرزای فوق نیستند ، باید در هفته 28-24 بارداری از طزیق GCT غربالگری شوند .

 

آماده سازی بیمار :

1.      با مشورت پزشک ، حتی الامکان دارو هایی که ممکن است روی میزان قند خون اثر بگذارد ( مانند نیازید ها ،کورتیکو استروئید ها و ... ) قطع گردد .

2.      رژیم غذایی به مدت 3 روز آزاد و بدون محدودیت بوده ( حداقل 150 گرم کربوهیدرات در روز) و فعالیت های بدنی نیز مطابق معمول صورت گیرد .

3.      آزمایش در افراد سرپایی انجام می گیرد ، انجام آزمایش در افراد بستری و بدون تحرک عادی ممکن است منجر به اخذ نتایج نادرست گردد .

4.      آزمایش در شرایط غیر ناشتا انجام می شود و انجام آن در هر ساعت روز و بدون توجه به آخرین وعده غذا ، ممکن می باشد .

 

مراحل انجام آزمایش :

1.      50 گرم گلوکز در 250-300 میلی لیتر حل شده و در مدت 5 دقیقه نوشیده می شود ، معمولا محلول خنک آسانتر تحمل می شود .

2.      در مدت انجام آزمایش ، بیمار در حالت نشسته بوده  و از سیگار کشیدن ، فعالیت بدنی شدید ، نوشیدن چای یا قهوه  و خوردن مواد غذایی خودداری می نماید .

3.      اگر عوارضی مانند تهوع بروز کرد ، بیمار می تواند در حالت خوابیده قرار گیرد ، ولی در صورت استفراغ  ، نتایج دیگر قابل اطمینان نبوده  و آزمایش نباید ادامه یابد .

4.      بعد از یک ساعت نمونه خون وریدی گرفته می شود .

 

2-Oral Glucose Tolerance Test

 

  در زمان بارداری وقتی GCT مختل باشد ، OGTT بعنوان آزمایش تشخیصی ، مطابق با شرایط مندرج در صفحه اول راهنما و لحاظ موارد اختلاف زیر ، انجام میگیرد .

-          در فرد باردار مدت زمان ناشتا بودن می تواند 14-8 ساعت باشد .

-          آزمایش با 100gr گلوکز انجام می شود .

-          یک نمونه خون در شرایط  ناشتا گرفته شده  و سپس گلوکز خورده می شود . نمونه های خون بعدی به فاصله یک ساعت تا 3 ساعت بعد از مصرف گلوکز گرفته می شوند .

-          مقادیر مورد انتظار در خانم های باردار در جدول زیر آمده است .

 

 

 قند پلاسمای ناشتا

       کمتر از/ dl 95 mg

 قند پلاسمای یک ساعت بعد از OGTT

       کمتر از 180 mg / dl

 قند پلاسمای دو ساعت بعد از OGTT 

       کمتر از 155 mg / dl

 قند پلاسمای  سه  ساعت بعد از OGTT

       کمتر از 140 mg / dl

 

تفسیر نتایج :

اگر دو نمونه خون ، برابر یا بیش از نتایج فوق باشد ، فرد مبتلا به دیابت بارداری است .

اگر قند خون در یک نمونه خون ، برابر یا بیش از نتایج فوق باشد ، آزمایش OGTT باید در هفته  36-32 بارداری  با 100 گرم گلوکز تکرار گردد .

افرادی که میزان قندشان در هر 4 مورد ، کمتر از مقادیر مندرج در جدول است ، طبیعی در نظر گرفته می شوند .

 

تشخیص دیابت حاملگی GestationaL Diabetes Mellitus ( GDM)

عدم تحمل کربوهیدراتها به درجات مختلف ، که برای اولین بار طی بارداری بروز نموده یا تشخیص داده شوند را دیابت بارداری  می نامند ، این افراد ممکن است علامت دار یا بدون علامت باشند .

افرادی که علائم بالینی دیابت را نشان می دهند ، اغلب قند خون و HbA1c  بالا داشته  و  معمولا برای تشخیص نیازی به انجام تستهای تحمل گلوکز ندارند . اما اکثر مبتلایان به دیابت حاملگی ، بدون علامت می باشند و این مساله لزوم انجام آزمایش غربالگری درخانم های باردار را نشان می دهد . غربالگری در مرحله ی اول از طریق آزمایش GCT و در صورت لزوم OGTT  انجام می شود.

 

تفسیر نتایج :

بر اساس دستورالعمل برنامه ریزی کشوری پیشگیری و کنترل دیابت ، در خانم هایی که در معرض دیابت نیستند ، اگر قند خون پلاسما کمتر از 120mg/dl باشد احتمال دیابت حاملگی منتفی است ولی اگر 130mg/dl یا بیشتر باشد ، باید آزمایش تحمل گلوکز با 100 گرم گلوکز و مطابق با دستور العمل OGTT انجام شود .

در خانم های در معرض خطر ، اگر قند خون پلاسما کمتر از 130 mg/dl ،در هفته 28-24 مجددا GCT  انجام  می شود ولی اگر مقدار گلوکز بیش از 130 mg /dl  باشد ، باید آزمایش تحمل گلوکز با 100 گرم گلوکز و مطابق با دستورالعمل OGTT انجام شود .

 



تاريخ : یکشنبه 24 اردیبهشت1391 | 1:4 | نویسنده : محسن

تست هاي آزمايشگاهي دوران بارداري

 تستهاي آزمايشگاهي معمولا اطلاعات مفيدي در مورد بارداري از اوايل وقوع حاملگي تا اولين روزهاي زندگي نوزاد را  به ما مي دهد.

 بعضي از اين تستها در زمانهاي معيني از بارداري انجام مي شوند و ساير تستها در صورت ايجاد مشكلات خاص در  خلال حاملگي تقاضا مي گردد .همچنين بعضي از تستهاي آزمايشگاهي در خانم هايي كه به دلايل مختلف (سن مادر  ، سابقه خانوادگي و ..) در معرض خطر هستند در خواست مي گردد. تستهايي كه در ذيل بدان اشاره خواهد  شد شامل تستهاي روتين و برخي از تستهاي كم تر شايع دوران بارداري مي باشد.

 پزشك شما ممكن است تعدادي از اين تستها را درخواست نمايد و يا بسته به شرايط خاص شما تستهاي بيشتري را مدنظر قرار دهد.

الف :تست های ژنتیک برای بیماری های ارثی

نام تست

نوع نمونه

چه کسی باید انجام دهد ؟

چه زمانی باید انجام گیرد ؟

چرا انجام می شود ؟

تست های ژنتیکی برای بیماری های ارثی

نمونه خون

پدر و مادر

قبل از لقاح یا سه ماهه اول بارداری

وضعیت ناقل بودن برای بیماری های خاص ژنتیک چک می شود تا ریسک بچه دار شدن با آن بیماری تخمین زده شود .

تست های ژنتیکی برای اختلالات هموگلوبین

نمونه خون

پدر و مادر

قبل از لقاح یا در دوران بارداری

وضعیت ناقل بودن برای ناهنجاری های هموگلوبین جهت تخمین ریسک بچه دار شدن با آن بیماری بررسی می شود .

تست جهت ناقلین بیماری فیبروزکیستیک

نمونه خون

پدر و مادر

قبل از لقاح یا سه ماهه اول بارداری

وضعیت ناقل بودن برای فیبروزکیستیک چک می شود .

ب:تستهاي مربوط به سلامتي مادر كه بر بارداري تاثير گذار است

مصونیت در برابر بیماری سرخجه

نمونه خون

مادر

قبل از لقاح یا سه ماهه اول بارداری

بررسی ایمنی در برابر ویروس که می تواند سبب اختلالات زمان تولد شود .

تست آنتی بادی HIV

نمونه خون

مادر

قبل از لقاح یا سه ماهه اول بارداری ، ممکن است در شرایط High Risk   ،  در سه ماهه سوم هم تکرار شود .

بررسی آلودگی HIV   که در صورت ابتلاي مادر، اقداماتی جهت کاهش انتقال به بچه صورت گیرد .

تست های گنوره ، کلامیدیا و سیفلیس

سلول های دهانه رحم ، ادرار یا نمونه خون

مادر

قبل از لقاح یا سه ماهه اول بارداری ، ممکن است در شرایط High Risk   ،  در سه ماهه سوم هم تکرار شود .

بررسی عفونت STD   ( بیماری های مقاربتی ) که می تواند باعث سقط ،اختلال زایمان یا عفونت نوزاد هنگام زایمان شود .

Pap Smear ( پاپ اسمیر )

سلول های دهانه رحم

مادر

قبل از لقاح یا سه ماهه اول بارداری

سلول های غیر عادی دهانه رحم ، التهاب و STD   ها را تشخیص می دهد .

غربالگری هپاتیت B 

نمونه خون

مادر

قبل از لقاح یا سه ماهه اول بارداری ، در صورت لزوم در سه ماهه سوم تکرار می گردد .

آلودگی هپاتیت B   را تشخیص می دهد .

تست واریسلا - زوستر

نمونه خون

مادر

قبل از لقاح یا سه ماهه اول بارداری

بررسی مصونیت در برابر آبله مرغان که می تواند نقایصی را در هنگام تولد ایجاد کند .

پانل TORCH 

نمونه خون

مادر

قبل از لقاح یا سه ماهه اول بارداری اگر مشکوک به عفونت بود .

بررسی آلودگی توکسو پلاسما و دیگر بیماری های عفونی (مانند هرپس و سيتومگالوويروس) که می توانند نقایص زمان تولد ایجاد کنند .

باکتریال واژینوزیس

نمونه ترشحات واژن

مادر

قبل از لقاح یا هروقتی که علائمی مشاهده شد .

عفونت را که باعث ایجاد تولد زود هنگام می شود تشخیص می دهد .

کشت ادرار از نظر و جود باکتری

نمونه ادرار

مادر

اولین ویزیت مادر پیش از تولد نوزاد یا بین هفته های 12 تا 16 بارداری ، ممکن است در سه ماهه سوم تکرار گردد .

وجود باکتری در ادرار را تشخیص می دهد که می تواند موجب عفونت کلیه شود یا خطر تولد زود هنگام نوزاد و کم وزنی نوزاد در زمان تولد را افزایش دهد .

اسپرپتوکوک گروه B

نمونه گیری از واژن و مقعد

مادر

بین هفته های 35 تا 37 بارداری

عفونت هایی که می تواند به نوزاد در هنگام تولد آسیب برساند و رحم و مجرای ادراری مادر و هر برشی که در سزارین ایجاد می شود را عفونی کند .

ج:تحت نظر گرفتن و کنترل بارداری

نام تست

نوع نمونه

چه کسی باید انجام دهد ؟

چه زمانی باید انجام گیرد ؟

چرا انجام می شود ؟

تست بارداری

 

نمونه خون

 

مادر

 

سه ماهه اول

بارداری

تأیید بارداری

 

تست ادرار برای تشخیص قند و یا پروتئین

نمونه ادرار

مادر

هر بار ویزیت قبل از تولد

بررسی علائم عفونت کلیه یا مثانه ، دیابت بارداری

تست هموگلوبین

نمونه خون

مادر

قبل از لقاح یا اوایل سه ماهه اول بارداری ؛ در سه ماهه سوم تکرار می گردد .

بررسی کم خونی

غربالگری آنتی بادی

نمونه خون

مادر

سه ماهه اول بارداری که در هفته 28 بارداری تکرار می شود .

بررسی عدم تطابق بالقوه در نمونه خون بین مادر و جنین

 ( مانند آنتی بادی فاکتور Rh  )

تست گلوکز / تست تحمل گلوکز

نمونه خون

مادر

بین هفته های 24 تا 28 بارداری

بررسی بیماری دیابت در دوران بارداری

شمارش پلاکتهای خونی

نمونه خون

مادر

سه ماهه سوم بارداری

كاهش تعداد پلاكت یا دیگر مشکلات پلاکت های خونی را تشخیص می دهد . پلاکت ها برای انعقاد خون در صورت خونریزی حین زایمان پر اهمیت هستند .

د:تشخیص یا تعیین ریسک ناهنجاری های جنینی

نام تست

نوع نمونه

چه کسی باید انجام دهد ؟

چه زمانی باید انجام گیرد ؟

چرا انجام می شود ؟

غربالگری سندروم داون در سه ماهه اول بارداری

 ( تست دو گانه )

نمونه خون به اضافه سونوگرافی

مادر

معمولاً بین 10 هفته و 4 روز تا 13 هفته و 6 روز بارداری

خطر حمل جنین با ناهنجاری های کروموزومی مشخص مانند سندروم داون را تشخیص می دهد .

تست سه گانه یا چهارگانه

نمونه خون

مادر

هفته 15 تا 20 بارداری

خطر حمل جنین با ناهنجاری های کروموزومی مشخص و نقایص لوله عصبی را تشخیص می دهد .

نمونه گیری از پرزهای جفتی(CVS)

سلولهای جفت

مادر

در صورت نیاز بین هفته های 10 تا 12 بارداری

عیوب کروموزومی در جنین را تشخیص می دهد .

آمنیوسنتز

مایع آمنیوتیک

مادر

در صورت نیاز بین هفته های 15 تا 20 بارداری

نقایص هنگام تولد همچنین ناهنجاری های کروموزومی را تشخیص می دهد .

کوردوسنتز

نمونه خون جنین که از سیاهرگ بند ناف بدست می آید .

مادر

در صورت نیاز از هفته 18 تا 22 بارداری

تشخیص ناهنجاری های کروموزومی ، مشکلات خونی و عفونت های خاص

ه:بلوغ جنین / آمادگی برای تولد

نام تست

نوع نمونه

چه کسی باید انجام دهد ؟

چه زمانی باید انجام گیرد ؟

چرا انجام می شود ؟

آمينوسنتز

مایع آمنیوتیک

مادر

پس از هفته 32 بارداری اگر ریسک تولد زودرس نوزاد وجود دارد .

بررسی رشد ریه

Fetal Fibronectin ( FFN )

نمونه مایع از واژن یا دهانه رحم

مادر

بین هفته های 26 تا 34  بارداری اگر بیمار علائم داشته باشد .

نتیجه منفی به شدت پیش بینی کننده این است که زایمان زودرس در 14 – 7  روز آینده اتفاق نمی افتد .


توجه:مطالب فوق فقط جهت آگاهي عرضه مي شود و به هيچ عنوان جايگزين مشاوره هاي درماني و مراجعه به پزشك نمي باشد.



تاريخ : یکشنبه 24 اردیبهشت1391 | 0:56 | نویسنده : محسن
یکی از نگرانیهای عمده در دوران بارداری بی اطلاعی از وضعیت سلامت جنین در حین دوره ۹ ماهه بارداری میباشد که به کمک مراقبتهای دوران بارداری و انجام تستهای مورد نیاز تلاش برای به حد اقل رساندن این نگرانیها شده است. از جمله برای بررسی وضعیت جنین از نظر ابتلا به ناهنجاری های کروموزومی تستهایی وجود دارد که در ۳ ماهه اول و دوم بارداری انجام میشود و ریسک ابتلا جنین را به اینگونه ناهنجاریها مشخص میکند که البته ماهیت تستها در سه ماهه اول و دوم بارداری متفاوت میباشد. این مطلب به بررسی تست تریپل Triple Test که در دوران 3 ماهه دوم بارداری انجام میشود میپردازد.

Triple Test:

تریپل تست یک تست ترکیبی از اندازه گیری 3 هورمون مهم تولید شده در این دوران میباشد که در هفته 20-15 حاملگی بنا به درخواست پزشک انجام شده و ریسک ابتلا جنین را به تریزومی 21و 18 و ناهنجاریهای لوله جنینی از جمله انسفالوپاتی را به طور آماری اندازه گیری میکند. برای تفسیر بهتر نتایج تست علاوه بر اندازه گیری پارامترهای 3 گانه نیاز به دانستن سن مادر، وزن مادر هنگام نمونه گیری و ناراحتیهای بالینی مادر از جمله دیابت میباشد.

مارکرهای مورد اندازه گیری در تریپل تست:

1- الفا فیتو پروتئین AFP: این هورمون توسط کبد جنین تولید شده و از طریق جفت وارد خون مادر میشود همچنین این هورمون وارد مایع امنیوتیک نیز میشود. میزان این هورمون تا هفته 12 حاملگی افزایش یافته و پس از آن شروع به کاهش تدریجی تا هنگام تولد مینماید.

2- B-Hcg: این هورمون مهمترین هورمون تولید شده در هنگام بارداری میباشد که توسط جفت ترشح شده و وارد خون مادر میگردد. این هورمون کمک به ترشح پروژسترون منماید و باعث حفظ جنین میگردد. میزان این هورمون در 3 ماهه اول بارداری افزایش یافته و پس از آن شروع به کاهش تدریجی نموده به طوریکه در هنگام تولد میزان این هورمون کمتر از 10% میباشد.

3- استریول آزاد Free Estriol: استریول نیز یکی از انواع استروژنها بوده که توسط کبد و غده آدرنال جنین و جفت تولید شده و وارد خون مادر میگردد. میزان این هورمون در حدود هفته 8 افزایش یافته و بعد از آن تا موقع تولد به تدیج افزایش میابد.

* اخیرا نیز به مجموع فاکتورهای فوق فاکتور جدیدی به نام Inhibin A اضافه شده است که باعث افزایش حساسیت و دقت تست میشود و تحت عنوان Quad Screen درخواست میشود. Inhibin A یک پروتئین دیمر تولید شده توسط جفت میباشد که در هفته 17-14 کاهش یافته و بعد از آن مجددا افزایش میابد.

تغییرات فاکتورهای ترپل تست در ناهنجاریها:

1- در تریزومی 21 ( سندرم داون ): در این اختلال میزان AFP و Free Estriol کاهش یافته و در مقابل میزان Hcgو Inhibin A افزایش میابد.

2- تریزومی 18: در این اختلال میزان Hcg و Free estriol کاهش یافته و میزان AFP متغیر میباشد.

3- اختلال نقص لوله های عصبی باز: در این مورد نیز میزان AFP افزایش قابل توجهی پیدا میکند.

تفسیر نتایج: نتایج تست همانطور که گفته شد با توجه به وضعیت بالینی مادر، سن دقیق بارداری، وزن مادر در هنگام نمونه گیری، تفسیر میشود. باید توجه شود که در صورت وارد نمودن اطلاعات غلط نتایج نادرستی نیز حاصل میشود. در نهایت بر اساس نتایج تست و اطلاعات وارد شده نموداری رسم میشود که بر اساس این نمودار فرد در محدوده نرمال بر اساس سن و یا خارج از این محدوده قرار میگیرد. افزایش ریسک بر اساس این نمودار به معنای ابتلای قطعی جنین به ناهنجاری نمیباشد بلکه تنها از نظر آماری در بین افراد با ریسک بالا قرار میگیرند و لازم است که به منظور تعیین دقیق ابتلای جنین به ناهنجاری تستهای تکمیل تری مانند آمنیوسنتز و تجزیه کروموزومی قرار انجام گردد.



تاريخ : یکشنبه 24 اردیبهشت1391 | 0:55 | نویسنده : محسن
Semen یا همان مایع منی مایعی سفید-شیری میباشد که حاوی سلولهای جنسی فرد مذکر ( Male) به نام اسپرم میباشد. اسپرم همانگونه که ذکر شد سلولهای جنسی مرد بوده که دارای یک سر و یک دم بوده و در سر خود یک نسخه از هر کروموزوم انسانی را داشته و بنا بر این حامل اطلاعات ژنتیکی جنس مذکر میباشند این سلولها در طی عمل لقاح با استفاده از دم خود حرکت نموده و خود را به سلول جنسی ماده میرساند. آزمایش بررسی مایع منی با عنوان اسپرموگرام یکی از آزمایشهای بسیار رایج در آزمایشگاه های تشخیص طبی میباشد. این تست غالبا در زوجهایی که با مشکلات نازایی مواجه هستند به منظور بررسی وضعیت سلامت مرد انجام میشود و نیز گاها در مردانی که عمل وازکتومی انجام داده اند به منظور بررسی موفقیت این عمل این تست درخواست میشود. به طور معمول پارامترهایی که روی semen اندازه گیری و بررسی میشود شامل موارد زیر میباشند:
1- حجم (Volum )
2- زمان سیالیت ( Liquation time)
3- درصد حرکت و همچنین ثبت درصد حرکت تند و کند به طور مجزا
4- غلظت ( Consistency )
5- درصد اسپرم های نرمال از نظر شکل و بلوغ
6- PH
7- ثبت تعداد گلبولهای سفید و سلولهای اپی تلیال و همچنین تعداد گلبولهای قرمز
8- تعداد
 
همانطور که واضح است مایع منی لازم است هم از نظر ماکروسکوپی و هم از نظر میکروسکوپی مورد بررسی قرار گیرد.
 
به  منظور دستیابی به بهترین و ارزشمندترین نتایج در این تست لازم است مایع منی در همان محل آزمایشگاه جمع آوری شود و در غیر این صورت لازم است که ظرف حداکثر 30-20 دقیقه به آزمایشگاه و در همان دمای طبیعی محیط ارسال شود. در آزمایشگاه این مایع به مدت 30 دقیقه در دمای 37 درجه سانتیگراد قرار داده شده و پس از ان حتما در پاپان 30 دقیقه لازم است ابتدا میزان حرکت، بررسی مورفولوژی و تعداد سلولهای سفید و اپی تلیال با گرفتن یک لام مستقیم انجام شده و سپس حجم و PH نیز ثبت شود. به منظور شمارش نیز میتوان از نمونه رقت 20/1 تهیه کرده و با استفاده از لام نئوبائر در خانه های مربوط به WBC شمارش نموده و در عدد 200000 که طبق فورمول زیر به دست میاید ضرب میشود. تعداد به دست آمده بر حسب تعداد در هر میلی لیتر گزارش میشود.
 
تعداد شمارش شده x ضریب رقت ( 20 ) x 10 x ضریب تبدیل به میلی لیتر ( 1000)
 
تفسیر نتایج: معمولا حجم استاندارد بین 6-2 سی سی بوده که بر اساس آن میتوان به نتایج ارزشمندی دست یافت. از نظر تعداد معمولا تعداد زیر 20000000 دلیل بر ناتوانی مرد در بارور نمودن میباشد همچنین از نظر حرکت میزان حرکت بالای 50٪ و مرفولوژی نرمال در حد 60٪ با بالا مطلوب میباشد.
 
سایر تستهایی که میتوان بر روی مایع منی انجام داد نیز شامل
1- تست بررسی Sperm antibody در صورت غیر نرمال بودن نتایج
2-تست بررسی عملکرد اسپرم
3-تست Cryosurvival به منظور بررسی میازن دوام اسپرم در ذخیره طولانی مدت
4- Sperm viability test: به منظور بررسی میزان حیات اسپرم در مواردی که میزان اسپرم های زنده و متحرک بسیار کم باشند.



تاريخ : یکشنبه 24 اردیبهشت1391 | 0:53 | نویسنده : محسن
AFP آلفا فیتو پروتئین، پروتئین تولید شده توسط کیسه زرده جنینی،مجاری گوارشی جنینی و درنهایت توسط کبد جنین میباشد . سطح این پروتئین در سرم جنین تا پایان 3 ماهه اول بارداری افزایش دارد و بعد از آن شروع به کاهش میکند. در این مدت چون جنین این پروتئین را در ادرار خود دفع میکند بنابراین سطح آلفا فیتو پروتئین مایع آمنیوتیک بازتابی از سطح این پروتئین در سرم نوزاد میباشد.بعد از تولد میزان آن در خون کم میشود. این پروتئین در دوران جنینی به رسپتورهای استرادیول متصل میشود. از این پروتئین و اندازه گیری سطح آن در سرم مادر و یا مایع آمنیوتیک در دوران بارداری برای تعیین ریسک ابتلای فرزند به سندرم داون وسایر ناهنجاری های جنینی استفاده میشود. میزان این پروتئین در افرادی با نوع خاصی از سرطان سلولهای کبدی به نام هپاتو سلولار کارسینوما و نیز در سرطان هایی بامنشاء جنینی مانند سرطان بیضه بالا میرود. بنابر این...



تاريخ : یکشنبه 24 اردیبهشت1391 | 0:51 | نویسنده : محسن
هورمون B-Human Chorionic Gonadotropin که به طور اختصار B-HCG خوانده میشود یک هورمون اصلی در حاملگی میباشد. در جریان حاملگی سلول تخم بعد از بارور شدن در دیواره رحم جایگزین میشود و شروع به تولید هورمون فوق مینماید. این هورمون با اثر روی جسم زرد باعث بقای جسم زرود و  ادامه تولید استروژن و با مقدار بیشتر پروژسترون در 3 ماهه اول حاملگی میشود که این هورمون در بقای سلول تخم و ایجاد شرایط لازم برای بارداری لازم است. در 3 ماهه دوم و سوم حاملگی با تشکیل جفت، از آنجائیکه جفت خود شروع به تولید پروژسترون مینماید بنابراین جایگزین جسم زرد شده و نیاز به فعالیت و بقای جسم زرد برطرف میشود و در نتیجه میزان B-HCG به میزان 30-10٪ میزان اولیه کاهش میابد. همچنین این هورمون علاوه بر اثر فوق باعث رشد گنادهای جنسی در جنین و همچنین تولید تستسترون در مردها میشود ودر مردان با سرطان بیضه میزان این هورمون افزایش میابد. میزان B-hcg در 2 مقطع در طول حاملگی مهم میباشد که شامل 1- هنگام تشخیص حاملگی 2- میزان ان در طول دوران بارداری که تحت عنوان تستی به نام triple test  اندازه گیری میشود . در این تست میزان b-hcg همراه با 2 مارگر دیگر مثل AFP وEsteriol اندازه گیری میشود و بر اساس نتایج این تستها و شرایط مادر، جنین از نظر غیر نرمال بودن بررسی میشود. میزان b-hcg همانطور که ذکر گردید در طول هفته 9-8 شروع به کاهش میکند بنابراین اگر میزان این هورمون در طول هفته 22-15 بیش از حد انتظار بود میتواند بیانگر غیرنرمال بودن جنین و امکان بروز بیماری هایی مانند سندرم داون در او باشد.

مقادیر نرمال b-hcg:

*در مردان زیر 3

*در زنان با دوره قاعدگی منظم زیر 5

*در زنان یائسه زیر 10

البته لازم به ذکر است که مقادیر نرمال در هر آزمایشگاه و بسته به نوع کیت متفائوت میباشد.

Chart Of Average B-HCG Data

 



تاريخ : یکشنبه 24 اردیبهشت1391 | 0:48 | نویسنده : محسن
پانل کلسترول شامل 4 تست میباشد که انجام آن در افراد بالای 20 سال به صورت هر 5 سال 1 بار  به منظور اطلاع از وضعیت سلامت و جلوگیری از ابتلا به بیماری های قلبی عروقی لازم می باشد. تستهای این پانل شامل :

1- کلسترول ( Cholestrol ): میزان کلسترول کلی بدن می باشد و افزایش آن در ارتباط با بروز بیماری های قلبی عروقی می باشد.

2- HDL-c : کلسترول خوب و یا همان کلسترول با دانسیته بالا می باشد حاوی کلسترول، فسفولیپید و آپوپروتئین A, C و کمی E می باشد. این لیپوپروتئین وظیفه حمل کلسترول را از بافتها به کبد به عهده دارد و به آن فاکتور ضد حمله قبلی ( Anti arthrogenic factor ) میگویند.

3- LDL-c :کلسترول بد یا کلسترول با دانسیته پایین میباشد، این لیپوپروتئین فاکتور ابتلا به آرترواسکلروز ( Arthrogenic factor ) می باشد و افزایش آن منجر به ایجاد پلاک در عروق و انسداد عروق می باشد.

4- تریگلیسرید : یکی دیگر از انواع چربیهای بدن که تقریبا در راستای افزایش کالری مصرفی بدن افزایش میبابد.

مقادیر مرجع :

کلسترول:                    زیر 200 mg/dl                 مطلوب

                                   200-239 mg/dl              مشکوک

                                   بالای 240 mg/dl               خطر


LDL-c                       زیر 70 mg/dl            مناسب برای افراد با ریسک بالای خطر بیماری قلبی

                                 زیر 100 mg/dl           مناسب برای افراد با ریسک بیماری قلبی

                                 100-139 mg/dl          نزدیک به مناسب

                                 139-159 mg/dl          تقریبا بالا

                                 160-189 mg/dl          بالا

                                 بالای 190 mg/dl         بسیار بالا


HDL-c                     زیر 40 mg/dl (مردان )       ضعیف

                               زیر 50 mg/dl ( زنان )        ضعیف

                               50-59 mg/dl                     خوب

                              بالای 60 mg/dl                  عالی


تریگلیسیرید             زیر 150 mg/dl                 مطلوب

                               150-199 mg/dl              حد وسط

                               200-499 mg/dl               بالا

                               بالای 500 mg/dl           بسیار بالا

در زنان به دلیل وجود هورمون استروژن سطح HDL بالاتر می باشد.



تاريخ : یکشنبه 24 اردیبهشت1391 | 0:48 | نویسنده : محسن
پانل کلسترول شامل 4 تست میباشد که انجام آن در افراد بالای 20 سال به صورت هر 5 سال 1 بار  به منظور اطلاع از وضعیت سلامت و جلوگیری از ابتلا به بیماری های قلبی عروقی لازم می باشد. تستهای این پانل شامل :

1- کلسترول ( Cholestrol ): میزان کلسترول کلی بدن می باشد و افزایش آن در ارتباط با بروز بیماری های قلبی عروقی می باشد.

2- HDL-c : کلسترول خوب و یا همان کلسترول با دانسیته بالا می باشد حاوی کلسترول، فسفولیپید و آپوپروتئین A, C و کمی E می باشد. این لیپوپروتئین وظیفه حمل کلسترول را از بافتها به کبد به عهده دارد و به آن فاکتور ضد حمله قبلی ( Anti arthrogenic factor ) میگویند.

3- LDL-c :کلسترول بد یا کلسترول با دانسیته پایین میباشد، این لیپوپروتئین فاکتور ابتلا به آرترواسکلروز ( Arthrogenic factor ) می باشد و افزایش آن منجر به ایجاد پلاک در عروق و انسداد عروق می باشد.

4- تریگلیسرید : یکی دیگر از انواع چربیهای بدن که تقریبا در راستای افزایش کالری مصرفی بدن افزایش میبابد.

مقادیر مرجع :

کلسترول:                    زیر 200 mg/dl                 مطلوب

                                   200-239 mg/dl              مشکوک

                                   بالای 240 mg/dl               خطر


LDL-c                       زیر 70 mg/dl            مناسب برای افراد با ریسک بالای خطر بیماری قلبی

                                 زیر 100 mg/dl           مناسب برای افراد با ریسک بیماری قلبی

                                 100-139 mg/dl          نزدیک به مناسب

                                 139-159 mg/dl          تقریبا بالا

                                 160-189 mg/dl          بالا

                                 بالای 190 mg/dl         بسیار بالا


HDL-c                     زیر 40 mg/dl (مردان )       ضعیف

                               زیر 50 mg/dl ( زنان )        ضعیف

                               50-59 mg/dl                     خوب

                              بالای 60 mg/dl                  عالی


تریگلیسیرید             زیر 150 mg/dl                 مطلوب

                               150-199 mg/dl              حد وسط

                               200-499 mg/dl               بالا

                               بالای 500 mg/dl           بسیار بالا

در زنان به دلیل وجود هورمون استروژن سطح HDL بالاتر می باشد.



تاريخ : یکشنبه 27 فروردین1391 | 1:47 | نویسنده : محسن



برای دریافت فایل حاوی نامه >>اینجا<< کلیک کنید



تاريخ : پنجشنبه 3 فروردین1391 | 10:45 | نویسنده : محسن

معرفي برنامه مراقبت از خون (Hemovigilance)

طبق اساسنامه سازمان انتقال خون ايران، مصوب 1361 مجلس شوراي اسلامي ايران، سازمان انتقال خون ايران به عنوان تنها مرجع مسئول تأمين خون و فرآورده هاي آن در كشور مشخص شده است.

در اين راستا مأموريت اصلي سازمان انتقال خون ايران، تامين خون و محصولات خون كافي و سالم به منظور حفظ و ارتقاء سلامت و بهبود كيفيت زندگي تعريف شده و در جهت اجراي اين مأموريت در سال هاي اخير اقدامات متعددي به عمل آمده تا ضمن آنكه خون كافي براي كليه بيماران در سراسر كشور تأمين مي شود، ارتقاء روند سلامت و كيفيت خون نيز همچنان ادامه يابد.

اما متأسفانه بعد از خروج خون و فرآورده ها از مراكز انتقال خون جهت مصرف در مراكز درماني، پايش، نظارت و نحوه مصرف واحدهاي خون و فرآورده هاي آن مقدور نيست. لذا بعد از مطالعات پايه در سازمان انتقال خون و تأكيد بر اهميت مراقبت از خون (هموويژلانس) اين فرآيند مهم به شوراي عالي سازمان در زمستان 1386 پيشنهاد و تصويب شد.

در پروژه مراقبت از خون( هموويژلانس) چهار فرآيند مهم:

·         درخواست خون و فرآورده توسط پزشكان و مراكز درماني

·         نگهداري آنها در بانك خون بيمارستان ها

·         انجام آزمايشات سازگاري قبل از تزريق

·         نظارت بر فرآيند تزريق و عوارض پس از تزريق (مهم ترين مورد)

 

مورد پايش قرار خواهد گرفت. تا بدين وسيله امكان ارتقاء آن دسته از فرآيندهاي زنجيره انتقال خون كه در مراكز درماني مصرف كننده خون و محصولات آن انجام مي شوند، بيش از گذشته مقدور شود.

بدين ترتيب اجراي فرآيندها جهت بسترسازي براي استقرار اين سيستم از ابتداي سال 1387 با مطالعه وضعيت موجود در كشور آغاز شد.

متن کامل را در ادامه مطلب دنبال کنید




ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه 3 فروردین1391 | 10:43 | نویسنده : محسن
تعريف پلاسما فرزيس
طب انتقال خون در رابطه با انتخاب و مصرف مناسب از خون و سلول ها و همچنين فرآورده هاي آن جهت پيشگيري و درمان مي باشد.تهيه فرآورده هاي خون به جاي خون کامل يکي از چالش هاي مهمي است که مراکز انتقال خون کشورهاي در حال توسعه با آن روبه رو هستند . بسياري از اين کشورها هنوز فاقد شاخص هاي بنيادي لازم جهت راه اندازي پالايشگاه هستند امروز فرآورده هاي پلاسما قسمت عمده اي از دارو هاي مورد مصرف را تشکيل مي دهند. بر اين اساس مقامات بهداشتي و سازمان هاي مسئول تهيه به دنبال توليد اين فرآورده ها مي باشند.

از مجموع 5 ليتر خون تام در يک فرد بالغ 8/2 ليترآن را پلاسما تشکيل مي دهد که در عمل 56% از حجم خون را شامل مي شود.ترکيبات عمده پلاسما شامل 90% آب و 7% پروتئين و کلوئيد (ميزان پروتئين پلاسما 190 گرم ) و 2-3% هورمون ها و ويتامين ها تشکيل مي دهد.

جهت استفاده از پلاسما ملزم به جدا کردن آن مي باشيم که يراي نيل به اين هدف از روش پلاسما فرزيس استفاده مي کنيم.

پلاسما فرزيس از کلمه Apheresis به معني جدا سازي مشتق مي شود.آفرزيس مانند فلبوتومي جهت درمان بيماران استفاده مي شد ولي بعدا" جهت جمع آوري اجزاء خوني جهت انتقال خون کاربرد هاي بيشتري پيدا نمود.

دستگاههاي پلاسمافرزيس به جند روش کار مي کنند :

1. سانتريفيوژ : دستي - ماشيني 2. فيلتراسيون

3. استفاده توام از سانتريفيوژ و فيلتراسيون 4. آفرزيس با جذب انتخابي

اصول کلي سانتريفيوژ :

خون تام آميخته با ماده ضد انعقاد وقتي در دستگاه سانتريفيوژ تحت تاثير نيروي گريز از مرکز قرار مي گيرد اجزاي متفاوت آن بر حسب وزن مخصوص ( دانسيته) خود جدا مي شوند به اين نحو که سنگين ترين و متراکم ترين جزء در دورترين لايه نسبت به محور چرخش و سبک ترين جزء در نزديکترين لايه قرار مي گيرد . اجزايي که دانسيته حد واسطي دارند به ترتيب افزايش دانسيته بين اين دو لايه واقع مي شوند .

ترتيب دانسيته اجزاي خون از کمترين تا بيشترين به اين صورت است : پلاسما ، پلاکت ، لنفوسيت ها ، گرانولوسيت ها ، رتيکولوسيت ، نئوسيت و گلبولهاي قرمز : اما اين نکته را بايد به خاطر سپرد که در طي پروسه سانتريفيوژ ، کمي اختلاط در محل مجاورت لايه هاي مختلف روي مي دهد و آلوده شدن لايه هاي مجاور با هم ( به عنوان مثال ورود گلبولهاي قرمز در لايه گرانولويست ها ) اجتناب ناپذير است .

پلاسمافرزيس براي نيل به دو هدف انجام مي گيرد:

درماني( Therapeutically) :جهت درمان بيماري هاي اتوايميون براي خارج ساختن آنتي بادي ها استفاده مي شود که در اکثر اين بيماري ها هدف اصلي درمان کاهش مواد سلولي در گردش است که مسئوليت مستقيم پروسه بيماري به عهده آنها مي باشد. در اين روش طبق درخواست پزشكان معالج بيماران بستري در بيمارستانها، خونگيري از بيمار بعمل آمده و پس از جداسازي پلاسما ، بقيه اجزا خون به بيمار تزريق مي گردد و اين عمل چندين بار تكرار مي گردد تا حجم پلاسماي خارج شده به حجم مورد نظر پزشك برسد لازم بذكر است جايگزين پلاسماي بيمار آلبومين يا پلاسماي نرمال خواهد بود پلاسمافرز درماني به روش دستي و يا ماشيني انجام مي گردد .

:پلاسمافرزيس درماني به روش دستي
در اين روش از کيسه هاي مخصوص استفاده مي گردد که داراي دو کيسه اصلي محتوي ماده ضد انعقاد و دو کيسه فرعي ضميمه است همچنين از يک سِت T شکل استفاده مي شود که از يک طرف به کيسه متصل بوده و از طرف ديگر دو يا سه شاخه دارد که يکي از اين شاخه ها به سرم نمکي متصل مي شود و شاخه ديگر براي بازگرداندن باقيمانده خون به فرد استفاده مي شود . ابتدا يک واحد خون در يکي از کيسه هاي اصلي جمع شده و اين کيسه به همراه يک کيسه فرعي جدا شده و تحت سانتريفيوژ قرار مي گيرد . در طي اين مدت براي باز نگه داشتن رگ ، سرم نمکي تزريق مي شود . پس از جداسازي ، محصول مورد نظر ( معمولاً پلاسما ) را در کيسه فرعي نگهداري کرده و اجزاي باقيمانده از راه وريد به فرد برگشت داده مي شود . ممکن است اين مراحل برحسب نياز به دفعات لازم تکرار شود . معمولاً در هر جلسه فرزيس دستي دو واحد خون از اهداء کننده گرفته مي شود و دو واحد پلاسما ( به منظور تهيه فرآورده يا دور ريختن ) جدا مي شود و باقيمانده کيسه خون که عمدتاً شامل گلبول هاي قرمز است بايد داراي مشخصات کامل بوده و حداکثر طي دو ساعت پس از خونگيري به فرد باز گردانده شود .

اگر چه اين روش ساده و ارزان است و به وسايل مهمي نياز ندارد اما معايبي نيز دارد . اولاً مقدار محصول خيلي کمتر از روش ماشيني است . ثانياً خطر برگشت اشتباهي گلبول هاي قرمز متراکم وجود دارد و براي تعيين هويت گلبول هاي قرمز متراکم اهداکننده يا بيمار بايد روش دقيقي اتخاذ شود . از روش دستي زماني که ماشين در دسترس نيست و يا زماني که رگ کشش پاسخ به سيستم خودکار را ندارد استفاده مي گردد .

: روش ماشيني
ست مورد نياز دستگاههاي جداکننده سانتريفيوژي شامل سوزن فلبوتومي ، جام سانتريفيوژ و کيسه جمع آوري محصول بوده و يکبار مصرف مي باشد .

در سانتريفيوژهاي با جريان متناوب ، خون اهداکننده يا بيمار از راه سوزن وارد سِت مربوطه در دستگاه مي شود . براي پيشگيري از ايجاد لخته ، ماده ضد انعقاد ( سيترات ، هپارين يا ترکيبي از اين دو ) با کمک پمپ با خون مخلوط شده ، سپس خون از راه سوراخ ورودي جام سانتريفيوژ ، به داخل آن پمپ مي شود و جام با سرعت ثابت مي چرخد . اجزاي خون در اثر چرخش ، بر حسب وزن مخصوص جدا مي گردند و اجزاي جدا شده از سوراخ خروجي جام خارج شده و فراورده مورد نظر در کيسه مجزا جمع آوري مي شود . سپس پمپ معکوس عمل کرده و اجزايي که مورد نظر نيست ، به جام سانتريفيوژ و سپس به فرد برگردانده مي شود و به اين ترتيب يک دوره پلاسمافرزيس تکميل مي گردد . دوره ها آنقدر تکرار مي شوند تا مقدار مورد نظر از محصول جمع آوري گردد .

توليدي : در اين روش فرد اهداكننده يكي از اجزاي خون (پلاكت ، پلاسما و . . . ) خود را اهدا مي نمايد

پلاسمافرز توليدي : در اين روش، اهداكننده معمولاً برضد بيماري خاص واكسينه شده و در نتيجه پلاسماي اهدايي حاوي آنتي بادي بر ضد آن بيماري خواهد بود مثلاً اگر اهدا كننده برضد بيماري هاري واكسينه شود در پلاسماي وي آنتي بادي بر ضد هاري ايجاد مي گردد و مي تواند با اهداي پلاسماي خود در تهيه سرم ضد هاري مشاركت نمايد . شايان ذكر است تنها درمان بيمار هارگزيده سرم ضد هاري مي باشد و در صورت عدم دسترسي به سرم ضد هاري بيمار هار گزيده فوت مي نمايد .

پلاكت فرز توليدي : پزشكان معالج بيماراني كه داراي گروه خوني كمياب مي باشند و يا بصورت متوالي نياز به پلاكت دارند مي توانند با درخواست كتبي در مورد تهيه پلاكت به روش فرزيس اقدام و چند تن از نزديكان هم گروه خون بيمار را جهت اهداي پلاكت به اين روش به بخش فرزيس سازمان انتقال خون استان راهنمايي نمايند .



تاريخ : چهارشنبه 2 فروردین1391 | 12:6 | نویسنده : محسن



تاريخ : یکشنبه 11 دی1390 | 21:15 | نویسنده : محسن
کبد چرب چيست؟

دکتر رايکا جمالي استاديار و فوق متخصص گوارش بيمارستان سينا و از اعضاي هيئت علمي دانشگاه علوم پزشکي تهران  در گفت و گويي با وب دا، به توضيح بيماري  کبد چرب و علل و عوامل موثر در  بروز اين بيماري پرداخت.حاصل اين گفت و گو را مي خوانيد:

* در دهه هاي اخير يکي ازبيماري هاي مطرح شده در جامعه،  بيماري کبد چرب است.براي آشنايي بيشتر در اين خصوص توضيح دهيد؟

**بيماري کبد چرب از بيماري ايي است که سلول هاي کبد انسان را درگير مي کند که اخيراً به علت افزايش ميزان چاقي در جامعه ما افزايش يافته است. اهميت اين بيماري به خاطر تخريب سلول هاي کبدي است که در صورت عدم تشخيص زودرس و درمان مناسب مي تواند منجر به بيماري پيشرفته و غير قابل برگشت کبدي به نام «سيروز» شود و درمان آن پيوند کبد است.

به عبارت ديگر بيماري کبد چرب شامل طيفي از بيماري خفيف كبد به صورت تجمع چربي در سلول هاي کبدي است که در سير خود ممکن است در گروهي از بيماران التهاب سلول کبدي ايجاد شده و با تخريب سلول کبدي به بيماري مزمن و غير قابل برگشت به نام سيروز منتهي شود.

*با توجه به فعاليت و نقش کبد در بدن، به نظر شما سرعت در تشخيص بيماري کبد چرب تا چه حد حائز اهميت است؟

**همانطور که مي دانيد کبد يكي از اعضاء مهم بدن است که سم زدايي از داروها، دفع محصولات زايد ناشي از تخريب و نوسازي گلبول هاي قرمز خون به صورت صفرا، توليد عوامل انعقادي خون، ذخيره قند به صورت گليكوژن و نيز تنظيم سوخت و ساز قند و چربي از مهمترين نقش هاي آن در بدن است.

البته نقش کبد را در جذب چربي و برخي ويتامين هاي مواد غذايي، دفاع در مقابل ميکروب ها و سموم جذب شده از راه مواد غذايي را نيز نبايد ناديده گرفت.

همراهي بيماري پر فشاري خون، افزايش چربي خون، چاقي و ديابت که همگي از اجزاء سندرم متابوليک هستند با بيماري کبد چرب مشاهده شده است. به همين دليل بعضي از محققان، بيماري کبد چرب را تظاهر کبدي بيماري مقاومت به انسولين يا همان سندرم متابوليک مي دانند. مقاومت به انسولين، عوارض سويي بر دستگاه هاي حياتي بدن مانند قلب و عروق، کليه ها، مغز، اعصاب محيطي و بالاخره کبد مي گذارد.

 به عبارتي ديگر بيماري کبد چرب مي تواند نشانه اي از مقاومت به انسولين باشد و به همين خاطر است که تشخيص زود هنگام و درمان مناسب آن نه تنها از آسيب سلول هاي کبدي بلکه ازعوارض مهم قلب و عروقي که مهمترين علت مرگ و مير بيماران مبتلا به کبد چرب است نيز جلوگيري خواهد کرد.

*آيا آماري براي نسبت شيوع اين بيماري از نظر جنس، سن و ژنتيک  ارائه شده است؟

**ميزان شيوع کبد چرب در جامعه با شيوع چاقي ارتباط دارد. با توجه به اطلاعات موجود، شيوع بيماري در مرد و زن يکسان است. افزايش شيوع بيماري در بعضي خانواده ها مشاهده شده است، اگر چه تاکنون در اين بيماري هيچ شاخص ژنتيکي کشف نشده است. اين بيماري شايعترين علت افزايش آنزيم¬هاي کبدي و نيز بيماري سيروز کبدي با علت ناشناخته است.

 مطالعات در اين زمينه در ايران محدود است، اگر چه درمطالعه اي که در استان گلستان در سال 1385 انجام شد، ميزان بيماري کبد چرب 2% در جمعيت عمومي بالاتر از 18 سال گزارش شد.

*در زمينه علائم بيماري کبد چرب مي توانيد چند مورد را بيان کنيد؟

*در اکثر موارد بيماري بدون علامت است و با مشاهده بالا بودن آنزيم هاي کبدي در آزمايش خون که به منظور بررسي هاي دوره اي سلامت انجام مي شود و يا در سونوگرافي شکم که به علل ديگر انجام مي شود، به صورت اتفاقي کشف مي شود. اگر چه بعضي بيماران به ندرت از درد مبهم  قسمت بالا و راست شکم و يا احساس خستگي زودرس شکايت دارند.

البته افزايش اندازه کبد در حدود 75% بيماران در معاينه باليني قابل تشخيص است وعلائم بيماري مزمن و پيشرفته کبدي مانند آنژيوم عنکبوتي ، سرخي کف دست ، مايع در شکم و بزرگي طحال در تعداد بسيار اندکي از بيماران که تشخيص در آن ها به تاخير افتاده است قابل مشاهده است.

*اگر ممکن است اطلاعات مختصري هم در مورد علل بروز بيماري ارائه کنيد؟  

*علل بيماري را مي توان به دو گروه کلي تقسيم کرد. گروه اول داروها و سموم و گروه دوم اختلالات سوخت و ساز هستند. براي علل احتمالي ايجاد کننده بيماري نمونه هايي ذکر شده است مثل : اختلالات متابوليک از قبيل ديابت، چاقي، افزايش چربي خون و گرسنگي طولاني، مصرف بعضي داروها، فلزات، بيماري هاي مادرزادي کبد و بعضي عمل هاي جراحي و در نهايت موارد  مختلفي مانند سندرم رشد بيش از حد باکتري هاي روده، کم خوني شديد، تغذيه وريدي کامل، بيماري التهابي روده، ليپوديستروفي نيز به عنوان زمينه بروز بيماري معرفي شده اند. البته مجدد تاکيد مي کنم موارد ذکر شده از علل قاطع بيماري کبد چرب محسوب نمي شوند.

 *گفته مي شود که بيماري کبد چرب با بيماري چاقي در ارتباط است. نظر شما به عنوان يک متخصص و پزشک در اين مورد چيست و در صورت مثبت بودن اين ارتباط تا چه درصدي مطرح است؟

**چاقي از مهمترين بيماري هاي همراه با کبد چرب است. البته افزايش ميزان چربي شکمي که با شاخص اندازه دور کمر به دور باسن اندازه گيري مي شود، نقش مهمتري از چاقي کل بدن در بيماري کبد چرب دارد. 

افزايش چربي شکمي نشانه اي از مقاومت به انسولين و سندرم متابوليک است.

افزايش چربي خون از ديگر اجزاء سندرم متابوليک است که با بيماري کبد چرب ارتباط دارد و درمان مناسب افزايش چربي خون منجر به کاهش روند تخريب سلول هاي کبدي در بيماري کبد چرب مي شود.

مقاومت به انسولين که مقدمه اي در ايجاد بيماري قند (ديابت) است، اساس ايجاد سندرم متابوليک بوده و حتي قبل از بروز ديابت آشکار مي تواند بر سلول هاي کبدي آثار سوء بگذارد. سندرم متابوليک مجموعه اي از بيماري هاي پرفشاري خون، افزايش چربي خون، چاقي و ديابت است. مطالعات اخير حاکي از آن هستند که با افزايش تعداد بيماري هاي تشکيل دهنده ي اين سندرم، شدت بيماري کبد چرب نيز افزايش مي يابد. به عبارتي ديگر کبد چرب همان تظاهر کبدي سندرم متابوليک است.

 *آقاي دکتر با توجه به اهميت بيماري در زمينه فرايند ايجاد بيماري توضيح دهيد؟

**روند ايجاد بيماري کبد چرب، به دليل کم بودن الگوهاي حيواني مناسب براي مقايسه با کبد چرب انسان به خوبي شناخته شده نيست.

قابل قبول ترين فرضيه در سال 1998 توسط آقايان دي وجيمز  به اين صورت بيان شد که اولين اتفاق اختلال در سوخت و ساز اسيدهاي چرب در کبد است، که تحت تاثير يک يا چند محرک محيطي و يا ژنتيکي منجر به ايجاد التهاب و تخريب سلول کبدي و در نهايت ايجاد بافت جوشگاهي در کبد و سيروز مي شود.

افزايش ميزان چربي سلول هاي کبدي مهمترين يافته بافت شناسي است. در حالت طبيعي اسيدهاي چرب از طريق جريان خون روده ها به کبد منتقل شده در آنجا توسط يکي از اعضاء مهم سلول هاي کبدي به نام ميتوکندري  که منبع توليد انرژي سلولي هستند، تغيير يافته و به صورت فسفوليپيد  از کبد خارج مي شوند. اين روند تحت تاثير هورمون ها و به خصوص انسولين تنظيم مي شود. انباشته شدن چربي در سلول کبدي هنگامي اتفاق ميافتد که روند توليد چربي ها افزايش يافته و ترشح آنها از کبد مختل شود. اين پديده زماني اتفاق ميافتد که ميزان چربي هاي ورودي به کبد افزايش يافته و يا به علت اختلال در ميتوکندري ها روند توليد و ترشح فسفوليپيدها کاهش يابد.

مقاومت به انسولين به عنوان اولين عامل دخيل در روند فوق مورد مطالعه قرار گرفته است. افراد مبتلا به بيماري قند و يا چاقي داراي مقاومت به انسولين هستند که اين خود باعث افزايش اسيدهاي چرب موجود در کبد مي شود. انباشته شدن اين مواد در سلول کبدي مخرب مي باشد و مي تواند منجر به مرگ سلول کبدي شود.  

با تضعيف عواملي که سبب خروج چربي از سلول هاي کبدي مي شوند (اکسيداسيون و سوخت چربي) و غلبه عواملي که سبب افزايش ورود چربي به سلول کبدي مي شوند (مقاومت به انسولين) انباشتگي چربي در داخل سلول هاي کبدي به وجودمي آيد.

سه عامل مهم در روند ايجاد بيماري کبد چرب شناخته شده اند که شامل اسيدهاي چرب، واسطه هاي شيميايي به نام هاي "تي ان اف آلفا"  و "آديپونکتين" هستند.

اسيدهاي چرب به طور طبيعي بين بافت چربي وسلول هاي کبدي مبادله مي شوند. واسطه هاي شيميايي ذکر شده نيز در بافت چربي و کبد وجود دارند.

«آديپونکتين» با جلوگيري از ورود اسيدهاي چرب به داخل سلول هاي کبدي و افزايش سوخت و ساز چربي در داخل سلول هاي کبدي از تجمع چربي در کبد جلوگيري مي کند. اين واسطه شيميايي يک عامل مهم حساس کننده کبد به اثر انسولين است. «تي ان اف آلفا» واسطه شيميايي ديگري است که اثر مخالف اثر واسطه شيميايي اول يا همان «آديپونکتين» را داشته و سبب افزايش تجمع چربي در کبد و ايجاد مقاومت به انسولين مي شود.

با افزايش اثر«تي ان اف آلفا»  نسبت به «آديپونکتين»  نه تنها انباشتگي چربي در کبد بوجود مي آيد بلکه اين افزايش سبب توليد مواد سمي (راديکال هاي اکسيژن) در ميتوکندري ها مي شود که در نهايت منجر به ايجاد التهاب، مقاومت به انسولين و مرگ سلول کبدي مي شود.

انباشتگي چربي در سلول کبدي با ايجاد يک سري واسطه هاي شيميايي سبب توليد واسطه هاي التهابي از جمله «اينترلوكين 6»  مي شود که از مهمترين عوامل مرگ سلول کبدي خواهد بود.

ميکروب هاي روده اي علاوه بر تنظيم جذب چربي ها از دستگاه گوارش، در توليد اسيدهاي چرب در کبد نيز نقش دارند. مشاهده شده که ميکروب هاي روده اي در برخي افراد لاغر مي توانند سبب افزايش تجمع اسيدهاي چرب در کبد شده و باعث ايجاد واسطه هاي شيميايي التهاب مانند «اينترلوكين 6»  و «تي ان اف آلفا» شوند.

*در پايان صحبت ها، در چند جمله کوتاه سير اين بيماري را بيان کنيد؟

**در حال حاضر عقيده بر اين است که پيشرفت بيماري کبد چرب به سمت سيروز بر اساس شدت توليد واسطه هاي شيميايي التهاب و روند التهاب در سلول کبدي تعيين مي شود.

البته در اين مسير واسطه هاي شيميايي متعدد ديگري نيز نقش دارند که تاکنون شناخته نشده اند. به همين دليل است که در بعضي بيماران عليرغم چربي فراوان کبد، پيشرفت به سمت سيروز بسيار کند بوده، در حالي که در بعضي بيماران با مختصري تجمع چربي در کبد التهاب شديد ايجاد شده و سير بيماري به سمت سيروز سريع است.



تاريخ : چهارشنبه 9 آذر1390 | 10:0 | نویسنده : محسن
تست حاملگی:

آزمایش حاملگی یا اندازه گیریBetaHCG چیست و چرا این هورمون تست می شود؟

هورمون های HCG - LH - FSH - TSH همگی از دو بخش یا Sub Unit تشکیل می شوند : آلفا و بتا که بخش آلفا در همه ی این هورمون ها مشابه است و افتراق اینها از هم با بخش بتا صورت می گیرد .

از ملاقات اسپرم واوول تخمک لقاح پیدا میکند. تخمک لقاح یافته به طرف رحم رفته ودر جدار آن لانه گزینی میکند.بین 10-3روز بعد جفت تشکیل میشود. HCG ( هر دو بخش آلفا و بتا ) توسط سلولهای تروفوبلاستیک جفت سنتز می شود و نیمه عمر آن 36 - 12 ساعت است . مهمترین وظیفه این هورمون نگه داری از جسم زرد است که تولید استرادیول و پروژسترون می کند .

مقدار این هورمون در حاملگی طبیعی از روز ششم تا دهم بعد از لقاح در سرم مادر بالا میرود ( حتی گاه از روز سوم لقاح هم قابل شناسایی است. )
معمولا25 -20 روز پس از آخرین قاعدگی ( و نه زودتر از آن ) مقدار این هورمون در ادرار مادر به اندازه ای میرسد که قابل اندازه گیری باشد .

معمولاچه زمانی این تست انجام میشود؟
این هورمون در حاملگی طبیعی 4 - 6 هفته بعد از شروع بارداری افزایش چشم گیر پیدا کرده وسپس کم کم افت پیدا می کند . اما در موارد حاملگی خارج رحمی - حاملگی مولار- برداشت کل رحم - کورتاژ پس از حاملگی سیر نزولی سریعتر آن را شاهد هستیم .

سایر کاربردهای تست حاملگی یا هورمون بتا اچ سی جی(Beta H.C.G)

در مردان در موارد تشخیص تومورهای بیضه و نئوپلاسم آن کاربرد دارد که همراه با آلفا فیتو پروتئین تست می شو د . در بعضی بدخیمی ها از قبیل کوریوکارسینوما - امبریونال سل کارسینوما و نیز حاملگی خارج رحمی میزان BeteHCG به شدت بالا می رود و اندازه گیری های مرتب آن برای سنجش پاسخ بیمار به شیمی درمانی ضروری است

این آزمایش چه زمانی وبه درخواست چه کسی قابل انجام است؟

این آزمایش را هرزمان که مشکوک به حاملگی طبیعی ویا حتی موارد خارج رحمی باشیم انجام دهیم و درخواست آن بوسیله خود بیمار هم قابل قبول است.

بعلاوه در موارد بدخیمی هائی که نامبرده شد ویا حین درمان آنها نیز کاربرد دارد.(برای ارزیابی چگونگی پاسخ بیمار به درمان)

چه موقع فرد میتواند مراجعه کند؟آیا ناشتائی ویا سایر شرایط دیگری باید رعایت شود؟

ناشتا بودن لازم نیست. مصرف آب مانعی ندارد و حتی قطع داروهای دیگر فرد ضروری نیست.

این آزمایش باچه نمونه ای انجام میشود وچقدر طول میکشد؟

چون هورمون ابتدا در خون ظاهر میشود سپس بعد از شروع متابولیزه شدن در ادرار آمده ودفع میشود پس آزمایش خون حساستر است وزودتر مثبت میشود.درموارد حاملگی خارج رحمی هم که حتما باید خون تست شود.

مدت زمان آزمایش نیم ساعت است ودر هرساعت شبانه روز قابل انجام میباشد.


تاريخ : جمعه 4 آذر1390 | 1:24 | نویسنده : محسن
مایع عرق

بیش از ۴-۲ میلیون غده عرق تمام سطح بدن را می پوشاند. غده های عرق از سر تا کف پا وجود دارند. بیشترین تعداد غده عرق در کف پا و کمترین تعداد روی کمر می باشند. غده عرق علاوه بر دفع مواد از بدن در تنظیم دمای بدن هم نقش بسیار مهمی ایفا می کند. غده عرق توسط اعصاب سمپاتیک کولینرژیک عصب دهی می شوند و نوروترانسمیتر آنها استیل کولین است. غدد عرق توسط اپی نفرین و نور اپی نفرین هم می توانند تحریک شوند. در سطح پوست ترمورسپتورهایی مشاهده می شوند که گیرنده های گرمایی هستند. این رسپتورها بر روی سطح پوست به شکل لکه لکه قرار می گیرند. این ترمو رسپتورها می توانند سرمایی و یا گرمایی باشند.

آغاز عرق کردن:

هنگامی که دمای پوست بالای ۳۷ درجه برسد ترمورسپتورهای گرمایی اطلاعات را به هیپوتالاموس منتقل کرده و هیپوتالاموس این پیام را به اعصاب سمپاتیک کولینرژیک فرستاده که در غدد عرق قرار گرفته بنابراین عرق تولید می شود. در حالت نرمال که اعصاب سمپاتیک تحریک شوند، غده ها عرق اولیه ایحاد می کنند. این عرق اولیه از نظر محتوی خیلی مشابه پلاسما است. یعنی میزان سدیم آن برابر ۱۴۲ و کلر آن برابر ۱۰۴ میلی اکی والان در لیتر است. در تابستان عرق اولیه تولید می شود. چون هوا گرم است بنابراین غده دوباره تحریک شده و عرق اولیه ایجاد می شود. فرصت کافی برای بازجذب عرق اولیه وجود نخواهد داشت بنابراین عرق اولیه به سطح پوست می رسد بنابراین چون میزان نمک آن بالاست شور می باشد.

در زمستان عرق اولیه تولید شده ولی غدد دوباره تحریک نمی شود و سلول اپی تلیوم عرق اولیه را باز جذب کرده و بنابراین میزان زیادی از یونها بازجذب شده پس عرق دارای املاح در زمستان نبوده و یا میزان آن خیلی پایین خواهد بود.

در حالت نرمال اگر میزان سدیم عرق را اندازه گیری کنیم ۵۰ و میزان کلر آن ۴۰ میلی اکی والان بر لیتر است. آلدوسترون باعث کاهش میزان سدیم در عرق می شود ولی در بیماری فیبروز کیستیک میزان سدیم و کلر در عرق زیاد می شود.

عوامل محرک ایجاد عرق:

۱- گرما ۲- استرس ۳- ورزش ۴- مصرف آب زیادی 

۵- افزایش هورمونهای تیروئیدی ۶- تئوفیلین ۷- چاقی

۸- الکل



تاريخ : جمعه 4 شهریور1390 | 1:19 | نویسنده : محسن
مايع سمينال:(مايع جنسي مردانه)

فيزيو لوژي مايع سمينال

اين مايع شامل دو بخش است:

1. اسپرم كه توسط بيضه ها ساخته مي شود و 5% از حجم را شامل مي شود. اين سلول ها در اپيديديم ذخيره مي شود و تا يك ماه مي تواند در انجا ذخيره شود و زنده بماند. به دليل غلظت بالاي كارنيتين و گليسريل فسفريل كولين و كاهش اكسيژن اسپرم ها در كيسه غير فعال هستند.

2. پلاسماي مايع سمينال كه از منابع زير منشا مي گيرد:

الف) غدد ضميمه جنسي كه 60% حجم را شامل مي شود. مايع چسبنده خنثي يا قليايي به رنگ زرد كه به علت غلظت بالاي فلاوين است (اين مايع در ايجاد فلورسانس مايع موثر است) نقش اين مايع تامين فروكتوز به عنوان ماده مغذي اصلي اسپرم و تامين سوبسترايي است كه پس از انزال در انعقاد مايع نقش دارد.

ب) ترشحات پروستات كه 20% از حجم را شامل مي شود اين مايع به رنگ شيري با PH برابر ۵/۶ مي باشد (به علت غلظت بالاي اسيد سيتريك). اين ترشحات حاوي آنزيم هاي پروتئوليتيك است كه در پديده انعقاد و ذوب مايع جنسي نقش دارد. وجود اسيد فسفاتاز در آن در شكستن مولكول فسفريل كولين نقش دارد.

ج) ترشحات اپيديديم- مجاري وازودفران و غدد كوپر و مجاري اورترا كه حدود 15% حجم مايع را تشكيل مي دهد (اهميت بيو شيميايي مايعات اين ناحيه نامشخص است) البته ترشحات اپيديديم پروتئين هايي را به داخل لومن ترشح مي كند كه براي تحرك اسپرم ضروري است.

 

مكانيسم انعقاد و ذوب

1. تشكيل لخته: توسط آنزيم هاي لخته كننده پروستاتي كه روي پيش سازهاي شبه فيبرينوژني موجود در مايع سمينال وزيكول اثر مي كند.

2. ذوب: بر اثر آنزيم هاي پروستاتي.

3. تجزيه قطعات پپتيدي توسط آمينوپپتيداز و پپسين و تبديل به آمونياك و اسيد هاي آمينه.

ارزيابي عملكرد بيضه ها به دو بخش (ارزيابي آندوكريني اين غده) و (ارزيابي آزمايشگاهي اسپرماتوژنز) تقسيم مي شود.

آناليز مايع سمينال جهت بررسي subfertility و infertility انجام ميشود.

شرايط نمونه گيري:

جمع آوري در ظرف هاي دهان گشاد و آناليز در يك ساعت.

مواردي كه مورد بررسي قرار ميگيرد:

1) مشجصات فيزيكي: نمونه تازه لخته چسبنده، كدر يا سفيد مايل به خاكستري است كه طي 20-10 دقيقه ذوب شده و حالت شفاف با درجاتي از كدورت و چسبندگي خواهد داشت. PH آن حدود ۷/۷ است. اگر كمتر از 7 بود حاكي از ترشح زياد پروستات (به دليل آپلازي مادرزادي مجاري وابران و سمينال وزيكول است). كدورت خيلي مهم نيست و اگر زياد باشد به علت التهاب قسمتي از دستگاه تناسلي و ورود لكوسيت هاست. با گذشت زمان اسپرمين موجود در مايع پروستاتي با اسيد فسفريك حاصل از تجزيه فسفات هاي آلي مختلف واكنش داده توليد كريستال هاي اسپرمين فسفات مي كند.

پس از ذوب شدن لخته هاي اسپرم در حين ريختن به ظرف مدرج براي سنجش حجم و ويسكوزيته اقدام مي شود. نمونه طبيعي قطره قطره تخليه مي شود. اگر ويسكوزيته زياد باشد تحرك اسپرم ها كاهش مي يابد.

2) حجم ممكن است بين 5-1 ميلي ليتر باشد. در مردان نابارور حجم افزايش يافته و در نتيجه تعداد سلول ها در واحد حجم كاهش مي يابد.

حجم 2ميلي ليتر..........PH: ۷/۲-۷/۸ ......... تعداد تام: 40 ميليون

تحرك:50% يا بيشتر حركت رو به جلو

25% يا بيشتر حركت سريع رو به جلو

مقدار فروكتوز 13 ميكرومول در هر نمونه

 

بررسي ميكروسكوپي

براي شمارش پس از ذوب نمونه آنرا در ملانژور wbc رقيق مي كنيم. محلول رقيق كننده شامل بيكربنات سديم-فرمالين و آب مقطر است. پس از ريختن نمونه روي لام دو دقيقه صبر مي كنيم تا نمونه ته نشين شود. در دو مربع بزرگ شمارش كرده و در 100000 ضرب مي كنيم تا تعداد كل در ميلي ليتر به دست آيد.

تحرك: يك قطره نمونه روي لامي كه قبلا در 37 درجه گرم شده مي گذاريم بعد لامل گذاشته و با عدسي 100 چند ميدان را بررسي مي كنيم تا حداقل 200 سلول ديده شود و درصد حركت رو به جلو گزارش مي شود.

انواع حركت:

· حركت رو به جلو

· حركت در جا

· بي حركت

حركت رو به جلو:

  • درجه 1: كمترين تحرك به سمت جلو
  • درجه 2: فعاليت ضعيف تا متوسط
  • درجه3: حركت خوب بطوريكه تحرك دم مشهود است
  • درجه 4: بيشترين فعاليت بطوريكه به سختي مي توان دم را ديد.

پس از هر ساعت گذشت زمان 5% افت فعاليت ديده مي شود.

شكل اسپرم: تهيه گسترش مانند نمونه خون و تثبيت با اتانول 95% و رنگ آميزي پاپا نيكولا

اگر انواع غير طبيعي بيش از 80% باشد باروري به 14% مي رسد.



تاريخ : جمعه 4 شهریور1390 | 1:18 | نویسنده : محسن

مايع سينوويال

حجم اين مايع 3-۱/۰ ميلي ليتر است. بسته به اينكه مايع در كجا قرار گرفته باشد مقدار آن متفاوت است. اين مايع از دياليز پلاسما توسط غشاي سينوويال و ترشح مقداري فيبرينوژن و پروتئين بدست مي آيد. ترشح ايمونوگلبولينها همچنين هيالورونات مشاهده مي شود(پلي مري از گلوكز آمين و گلوكورونيك اسيد). مايع سينوويال فضاي بين مفاصل را پر مي كند و نقش يك لوبريكانت را القا مي كند(باعث كاهش اصطكاك مي شود). به هر دليلي مقدار مايع سينوويال كافي نباشد استخوان ها به راحتي تا نمي شوند و باعث كاهش اصطكاك مي شود. رنگ طبيعي مايع سينوويال زرد روشن و شفاف است.

 اگر مايع سينوويال كدر باشد:

1. نشانه التهاب: التهابي كه شايد عفوني يا غير عفوني باشد.

2. اگر شيري رنگ باشد نشانه آرتريت توبركلوز، آرتريت حاد نقرسي و يا آرتريت روماتوئيد كرونيك باشد.

3. اگر چركي باشد نشانه آرتريت چركي است.

4. اگر سبز رنگ باشد نشانه آرتريت آنفولانزايي است.

5. قرمز بودن مايع سينوويال مي تواند ناشي از ضربه شكستگي مفصل و يا تومور مفصلي باشد

بررسي رنگ مايع سينوويال معيار خيلي مهمي نيست و ارزش كلينيكي ندارد.

ويسكوزيته: چسبندگي مايع سينوويال بستگي به پلي مريزاسيون هيالورونات دارد. اگر اختلال يا مشكلي در اين پلي مريزاسيون ايجاد شود ويسكوزيته كاهش مي يابد. معمولا ضربه و التهاب مي توانند باعث كاهش ويسكوزيته سينوويال شوند. براي بررسي ويسكوزيته مقداري از مايع را بين دو انگشت قرار داده و دو انگشت را جدا مي كنيم معمولا در افراد سالم نخي به طول 4 تا 6  سانتي متر ايجاد مي شود. اگر نخ ايجاد شده زير 3 سانتي متر پاره شود در پلي مريزاسيون اشكال ايجاد شده است. در حالت طبيعي حداكثر تعداد WBC در مايع سينوويال 200 عدد در ميكروليتر است. اگر از اين تعداد بالاتر باشد نشانه التهاب و عفونت است. علاوه بر عفونت و التهاب در آرتريت و آرتريت حاد نقرسي تعداد گلبول هاي سفيد افزايش دارد.

 

كريستال هاي مايع سينوويال

از مهمترين آنها كريستال آپاتيت است كه اين كريستال ها با ميكروسكوپ الكتروني قابل مشاهده است. از كريستال هاي مهم ديگر كه در نقرس ديده مي شود سديم اورات است كه  ميله اي شكل و وابسته به دما هستند بنا به همين در نقرس درمان نشده مفصل مورد حمله بعد از يك مدت بهبود مي يابد چون واكنش هاي التهابي باعث گرم شدن محيط شده و كريستال ها حل مي شوند. از كريستال هاي ديگر دي هيدرات كلسيم پيرو فسفات است كه سوزني شكل است (نقرس كاذب)

كريستال هاي تالك: به شكل دانه هاي جو هستند از طريق دستكش هاي جراحي در حين جراحي وارد مايع مي شوند.

كريستال هاي كورتيكو استروئيد كه شكل مشخصي ندارند.

بررسي بيوشيميايي مايع سينوويال

1. پروتئين: مقدار پروتئين در مايع سينوويال 3-1 گرم در دسي ليتر است.

2. گلوكز: همانند قند خون است يا مقداري پايين تر است درآرتريت هاي غير التهابي تفاوت قند خون و مايع 10 ميلي گرم درصد است در صورتي كه در آرتريت غير التهابي تفاوت 25-20 ميلي گرم درصد است.

3. ph و اسيد لاكتيك: ph زير ۳/۷ و اسيد لاكتيك بالاي 20 ميلي گرم در دسي ليتر مي تواند نشانه التهاب باشد.



امکانات وب

  • دانلود فیلم
  • دانلود نرم افزار
  • قالب وبلاگ